تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
144
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
خواهد كرد و براى ايشان بهترين سنّتها را خواهد نهاد . » يزدگرد پيوسته دشمنان « 1 » را سركوب داشتى و بر زيردستان و سپاه نرمى و نيكى كردى « 2 » . او را دو پسر بود يكى
--> دوباره از جانب يزدگرد دوّم بر سر كارهاى دولتى قرار گرفت و كوشش فراوان كرد تا ارمنيان را از مسيحيّت برگرداند . گزارش ترجمهء فارسى طبرى كه مهرنرسى در زمان بهرام براى عبادت گوشهنشينى گزيد از سياق كلام و مطلب استنتاج شده است . ( 1 ) - او از اين دشمنان مسلّما زياد داشته است . دربارهء جنگ با روميان رجوع شود به مطالب آينده . ارمنيان دوباره در حدود 450 م شورش كردند و فقط پس از كوششهاى فراوان و گرفتن امتيازاتى مطيع گشتند ( رجوع شود به اليزئوس و لازار فرپى ) . جنگ با اقوام قفقاز شمالى نيز بر آن افزوده شد . گروهى از هونها ، كه از ايرانيان شكست خورده بودند ، به هنگام عقبنشينى از باكو گذشتند ( رجوع شود به پريسكوس ص 313 در ديندرف ؛ مسعودى بناى استحكاماتى را در قفقاز به اين پادشاه و اسلاف او نسبت مىدهد ) . مهمتر از همه جنگ با كوشان ، ساكنان باكترا ، و ممالك شرقى و شمالى مجاور آن بود ( رجوع شود به مطالب آينده ) كه منابع عربى از آن چيزى نمىگويند ولى اليزئوس و لازار فرپى در آن باره اطّلاعات بهترى به ما مىدهند . اين پادشاه چندين بار از ايشان شكست خورد . يكى از جنگها در مروروذ ، واقع در جنوب مرو ( لازار فرپى در لانگلوا ج 2 ص 300 ) روى داد . گويا منبع سريانى مذكور ( موزينگر ج 2 ص 68 ) نيز از اين جنگ خبر مىدهد آنجا كه مىگويد يزدگرد ابتدا پادشاه كوچك طشل ( رجوع شود به مطالب آينده ) را مطيع كرد و در مملكت او شهرى به نام « شهرستان يزدگرد » بنا كرد ولى جنگى كه پس از آن درگرفت نتيجهء مساعدى نداد . محلّ اين شهر را به درستى نمىتوان تعيين كرد . ( 2 ) - در نظر ايرانيان اين ستايش با خصومت زياد او با مسيحيان منافات دارد . منبع سريانى مذكور ( موزينگر ج 2 ص 68 به بعد ) تفصيلاتى دربارهء اينكه او پس از سال هشتم سلطنتش به تعقيب و آزار و مسيحيان پرداخت ، نقل مىكند . در سال نهم سلطنت او فتيون Phetion به شهادت رسيد ( فهرست رايت b 1134 ؛ مقايسه شود با السّمعانى ( III , I , 397 a به گفتهء معاصر او ثئودورت ( تاريخ روحانيّت 39 / 5 ) در حدود سال 450 م ( پس از آنكه تقريبا ده سال از سلطنت او مىگذشت ) اين تعقيب و آزار هنوز هم ادامه داشت . ارمنىها دربارهء خصومت او با مسيحيان زياد تأكيد مىكنند و با همهء مبالغههاى ايشان ( مثلا : وضع ماليات بر روحانيان و راهبان چه اندازه موجب ريختن خونهاى ناحق گرديد : اليزئوس ص 190 ) مطالب درست زياد نيز در گفتهء ايشان ديده مىشود . اگر گفته شود كه آزار و تعقيب مسيحيان ، مخصوصا در ارمنستان ، و حبس بزرگان ارمنى و طرد مسيحيان از سپاه ( موزينگر ص 68 س 6 ) علل سياسى داشته است ، بدرفتارى با سريانيان بىآزار ، كه مكاتبات ايشان با روحانيان رومى ( موزينگر ص 68 س 26 ) به سختى مىتوانست براى دولت ايران خطرى داشته باشد ، نشانهء عداوت و كينهء دينى