تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

143

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

فصل پنجم پادشاهى يزدگرد پس از بهرام يزدگرد ، پسر بهرام گور « 1 » ، به پادشاهى رسيد . چون تاج بر سر او نهادند بزرگان و اشراف پيش او رفتند و او را دعا كردند و به پادشاهى شادباش گفتند . يزدگرد پاسخ نيكى داد و از پدر خود و صفات نيك او و كارهاى او دربارهء زيردستانش و از نشستهاى طولانيش با مردم ياد كرد و گفت كه : « اگر از او در اين باره رفتارى بجز رفتار پدرش ببينند ناخوش نشمارند زيرا خلوت گزيدن او براى مصلحت مملكت و فريب دشمنان خواهد بود » « 2 » و گفت كه « مهرنرسى پسر برازه و دوست پدرش را وزير كرده است « 3 » و با ايشان بهترين رفتار را

--> ( 1 ) - اين پيوند را ثئودورت ( در تاريخ روحانيّت 39 / 5 ) نيز تأييد مىكند . ( 2 ) - اين مطلب در منبع سريانى ( موزينگر ، مونومانتا سيرياكا 13 - 10 / 68 ) بهتر ذكر شده است . به گفتهء منبع مذكور پادشاه ، پس از آنكه مدّت درازى از سلطنت او گذشت ، رسمى را كه به موجب آن هريك از بزرگان دولت مىتوانست در هفتهء اوّل هر ماه پادشاه را شخصا از رسوم و قواعد نادرست و غير عادلانه آگاه سازد ، برانداخت . ( 3 ) - نويسندگان ارمنى ، اليزئوس و لازار فرپى ، تأييد مىكنند كه مهرنرسى در سنّ پيرى