تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

135

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

زن خاقان ، را به خدمت آتشكده بگماشت « 1 » و به سپاس اين پيروزى خراج سه سال را از مردم برگرفت و به درويشان و بينوايان مال فراوان بداد و به نجبا و بزرگزادگان بيست هزار هزار درهم « 2 » ببخشيد و به هر سوى نامه‌هائى بنوشت در اين معنى كه او چون از آمدن خاقان به مملكت ايران خبر يافت خداوند بزرگ توانا را به يارى خواست و به استوارى او با هفت تن از نجبا و سيصد سوار از جانداران برگزيده‌اش از راه آذربايجان و كوه قفقاز برفت تا به دشت‌ها و بيابان‌هاى خوارزم رسيد « 3 » و خداوند او را در آن كار به بهترين راهى بيازمود ؛ و نيز در آن نامه ايشان را از برداشتن خراج آگاهى داد . اين نامه نغز و رسا نوشته شده بود « 4 » . بهرام پس از رسيدن به شاهى فرموده بود تا بازمانده‌هاى خراج را كه بر گردن مردم مانده بود بازنگيرند و چون به او گفتند كه اين بازمانده‌ها هفتاد هزار هزار درهم « 5 » مىشود بازنگرفت و يك سوم خراج سالى را كه در آن به شاهى نشسته بود از مردم برداشت « 6 » . گويند چون بهرام گور از

--> مختلف ( در لهجهء عثمانى : قادين ) ، به ملكه هم گفته مىشود همچنان‌كه خاكان ، با اشكال ديگر آن در لهجه‌هاى مختلف ( خاگان ، كاآن ، خان و غيره ) به پادشاه گفته مىشود . اصل واقعى اين دو نام بر من معلوم نيست . ( 1 ) - نكتهء مهمّ در اين گزارش‌ها بيشتر روى اين مطلب است كه شاه چگونه به امكنهء مقدّس احترام مىگذاشته است . به همين جهت ملكهء يك قوم نيرومند كافر بايستى به خدمت آتشكده گماشته شود . نفرت روحانيان ايرانى از بودائيها و كفّار اقوام شرقى به همان اندازهء نفرت ايشان از مسيحيان بوده است و نشانه‌هاى آن در شاهنامهء فردوسى به وضوح ديده مىشود . ( 2 ) - در حدود چهارده ميليون مارك ( هفده ميليون و نيم فرانك ) مىشود ! ( البتّه به حساب سال 1879 م ) . فردوسى مىگويد ماليات اراضى هفت سال بخشوده شد و دينورى مىگويد ماليات يك سال را از مردم برداشت . ( 3 ) - اين تصوّر غير عادى لشكركشى از دور درياى خزر مبنى بر سوء فهم حقايقى است كه در گزارش ديگر گفته شده است ( رجوع شود به صفحهء 132 ، زيرنويس شمارهء 1 ) . ( 4 ) - پس يكى از منشآت خطابى بوده است كه در خداينامه فراوان ديده مىشود . ( 5 ) - در حدود پنجاه ميليون مارك ( بيش از 60 ميليون فرانك ) مىشود ! ( ايضا به حساب سال 1879 م ) . در نسخهء سپرنگر هفتاد و چهار ميليون درهم آمده است . ( 6 ) - مقصود در اينجا انجام دادن تعهّداتى است كه او در هنگام جلوس كرده بود . امّا برداشتن ماليات پس از جنگ با ترك‌ها فقط انعكاسى است كه از تصوّر افسانه‌آميز غنائم جنگى