تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

132

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

به مملكت ايشان آورد و جنگجويان ايشان را از بيخ و بن بركند . چون به خاقان آگاهى رسيد كه ايرانيان آمادهء اطاعت هستند ايشان را زنهار داد و سپاهيان خود را به خوددارى و پرهيز واداشت . بهرام كارآگاهى به سوى خاقان فرستاده بود تا خبر او را به بهرام بازرساند . اين كارآگاه بهرام را از خاقان و عزم او بياگاهانيد . بهرام با گروهى كه با او بودند روى به خاقان نهاد و بر او شبيخون « 1 » زد و او را به دست خود بكشت و در سپاهيان او كشتار كرد . آنان كه از كشتار بازجسته بودند بگريختند و پشت بدادند و لشكرگاه و زن و فرزند و بنهء خود را به جاى گذاشتند . بهرام در پى ايشان برفت و بكشت و غنيمت گرفت و زن و فرزندشان را برده كرد و خود او و سپاهيانش سالم بازگشتند . بهرام تاج و افسر « 2 » خاقان را بگرفت و بر سرزمين‌هائى كه در تركستان داشت دست يافت و بر آن مرزبانى « 3 » بگماشت و تختى سيمين به او داد . همسايگان

--> ( 1 ) - فردوسى و دينورى مىگويند او از طبرستان ( از روى رى و طهران و از راه گردنهء پيروزكوه به ناحيهء آمل ) تا ساحل درياى خزر و از آنجا به گرگان و از آنجا از راه نسا به مرو رفت و در محلّى نزديك آن به نام كشميهن ( چنين است در ياقوت ، و در جغرافياى يعقوبى ص 57 و در ابن خرداذبه ص 47 كشماهن ؛ به مسافت يك‌روزه راه تا مرو ) جنگ درگرفت . دينورى از حيلهء خاصّى سخن مىگويد كه بهرام با آن ترك‌ها را ترسانيد و ايشان را به هزيمت واداشت : او هفت هزار كره اسب را كه بر گردن هريك انبانى از پوست گاو كه در آن ريگ ريخته بودند آويخته بود ، به سوى دشمن رها كرد تا سر و صداى عظيمى راه انداختند . مجمل التواريخ حيله‌اى احمقانه‌تر از اين ذكر كرده است ( چاپ طهران ص 70 ) . جا داشت كه پولين Polyan در كتاب حيله‌هاى جنگى خود آن دو را نيز مىنوشت . محلّ جنگ ممكن است صحيح باشد و خبر مسعودى كه مىگويد خاقان تا رى پيشامد اشتباه خود او بايد باشد . ( 2 ) - در نسخهء سپرنگر كمربند و شمشير او نيز اضافه شده است . از شمشير كمى بعد نيز ذكرى خواهد آمد . ( 3 ) - گرچه معنى مرزبان « سرحددار » است امّا تقريبا همان است كه در عهد هخامنشيان ساتراپ خوانده مىشد . به گفتهء نسخهء سپرنگر عنوان او « مرزبان كوشان » بوده است و اين به طور واضح مىرساند كه سرزمين تسخيرشده از آن كوشان « هياطله » بوده است ( رجوع شود به زيرنويس شمارهء 1 صفحهء 130 ) . فردوسى ( صفحهء 1546 ) مىگويد بهرام مردى را به نام شهره « پادشاه تركان ساخت ؛ شايد اين كلمه همان عنوان يا لقب « شهريك ، شهريگ » باشد ( در عربى « شهريج » كه يعقوبى معنى آن را « رئيس ناحيه » مىداند ) .