دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

85

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

مىشوند . اين كارها و اقدامات ديگر موجب رشد تجارت و صناعت شد تا آنجا كه توده‌هاى عظيمى از مردم دريافتند كه سطح زندگى آنها بسيار ترميم يافته است و اين وضعيت به گونه‌اى بوده كه تا آن روزگار سابقه نداشته است . درحاليكه اكثر بخشهاى جهان اسلام در اين روزگار در نتيجه ركود و كسادى تجارت مديترانه و توسعه تجارت اقيانوس اطلس از نظر اقتصادى لطمه خورده بودند ، ايران ( دست‌كم در اين دوره ) اين تحولات و عواقب زوال جاده‌هاى كاروان‌رو آسياى مركزى را كه بهرحال بخشى از آن در اختيار همسايگان ازبك بود ، از سر گذراند . اصفهان ، پايتخت جديد كه در سال 1006 / 1598 جاى قزوين را گرفته بود ( قزوين در عرض نيم‌قرن پايتختى و مامشهرى تحولى درخور نيافت ) ، در اين زمان نماد و سمبول احياء و رونق دوباره شد ، شاه عباس براى توسعه آن از وجود معماران ، هنرمندان و پيشه‌وران بهره گرفت . اينها با اينكه رويكردهاى خود را در معمارى ، طراحى شهرى و شيوه تزيينى از سنن كهن گرفته بودند ، ولى سبك و شيوه‌اى خاص را كه به سبك صفوى شهره شد ، چنان با پختگى و پروردگى به كار بستند كه هنوز هم مىتواند بيننده را شيفته و مسحور كند . بعضى از آثار برجسته و زيباى آن در پيرامون ميدان شاه كه به زعم سياحان اروپائى در هيچ‌جا تالى ندارد گرد آمده است مثل مسجد شاه ، قصر عالىقاپو و مسجد شيخ لطف اللّه . با اين آثار جواهرات ديگرى بر گنجينه پرمايه دستاوردهاى درخشان معمارى سلسله‌هاى پيشين ايران افزوده شد ، بطورىكه اوج معيارهاى زيبائىشناختى تمامى اين دوران را به نمايش مىگذارد . خلاقيت هنرى جهان اسلام بارديگر به ذروه هنرى خود دست يافت و ضرب‌المثل مردمى ، « اصفهان نصف جهان » را به ارمغان آورد . انگيزه‌هاى شاه عباس در انتقال پايتخت از قزوين به اصفهان به اندازه انگيزه‌هاى جد او طهماسپ اول در انتقال پايتخت از تبريز به قزوين در پنجاه سال گذشته ، چندان روشن و صريح نيست « 1 » . در آن ايام يكى از عوامل و عناصر قاطع ، ترس از عثمانيان و تا حدودى ايرانى كردن گرايشهاى امپراتورى صفوى و عدم اعتماد به قبايل تركمان و نفوذ آنها ( كه در آذربايجان و تبريز بسيار شدت داشت ) بود . ولى در اين روزگار ظاهرا تحت شرايط ديگر و مخصوصا عشق و علاقه به نقطه‌اى واقع در مركز امپراتورى بازسازىشده صفوى ، موجب شده كه شاه عباس دست به چنين انتقالى بزند و شهر اصفهان را به دلخواه خود توسعه ببخشد و البته نبايد علاقه شخصى او را به اصفهان كه منابع بدان اشاره كرده‌اند ، مغفول گذاشت . بعيد نيست كه عامل ديگر اين انتقال آب و هواى مطلوب منطقه اصفهان ، آب فراوان و حاصلخيزى اراضى وسيع مجاور آن باشد ، گواينكه

--> ( 1 ) - در مورد زمينه‌هاى نقل و انتقال پايتخت‌هاى صفويان نگاه كنيد به : رويمر ، " Das Fruhsafawidische " " Isfahan .