دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
70
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
آن را در امر هدايت امور مملكتى بىتأثير انگاشت . در اين شرايط بود كه قدرت بدست افراد ديگرى افتاد . شاه چنان در سايه قرار گرفت كه نگرنده بىطرف نمىتوانست حتى وجود او را حس كند . اين امر موجب شد تا نام سلطان حمزه ميرزا با اقدامات مقتدرانه خويش در زمره شاهان صفوى رقم بخورد - موقعيتى كه هرگز نتوانست رسما بدان دست يابد « 1 » . مشخصه اصلى سلطنت شاه جديد نزاعها و دسايس امراى قزلباش بود كه دهههاى متمادى ادامه داشت و فقط زمانى فروكش مىكرد كه شاهى از راه قدرت و زور و يا ترفند و حيله اعمال آنها را سركوب و خنثى مىكرد . از آنجا كه محمد خدابنده قادر به چنين كارهايى نبود ، ازاينرو خيرهسريها و نيرنگبازيهاى آنان بر سر مقام و منصب به اوج خود رسيد تا اينكه فرزند او عباس توانست همه آنها را مالشى سخت دهد و سر جايشان بنشاند . هنگاميكه خبر مرگ اسماعيل پخش شد ، ديرى برنيامد كه درگيريهاى خونبار بين قزلباشان درگرفت كه در يك طرف شاملوها و استاجلوها و در طرف ديگر تركمانان و تكلوها قرار داشتند . با اينكه وزير اعظم ميرزا سلمان جابرى فردى از خانوادهء اشراف اصفهان بود و اين خانواده از سالهاى آغازين صفويان در خدمت آنان بودند « 2 » ، براى مدتى محدود توانست در بين طرفين آشتى برقرار سازد ، ولى اين نزاعها و كشمكشها ( كه گاهى به شورشى عظيم و جنگ داخلى مىانجاميد ) در دهسال آتى عاملى عمده در امور سياسى ايران بود . ذكر وزير اعظم نهتنها نشان از گروهگرايى در بين قبايل تركمان ، بلكه حكايت از دستهبندى در بين غيرتركمانان ازجمله اشرافيت ايرانى دارد كه در اين كشمكشها شركت مىجستند . اين تركيب غريب كه قبلا حتى پيش از سلطنت شاه اسماعيل اول هم وجود داشت ، تحولات آينده را تحتالشعاع قرار داد . البته صحبت كردن از رويارويى بين تركمانان و غيرتركمانان و يا حتى تركمانان و ايرانيان اشتباه و عبث است . بالعكس مىتوان دست عناصرى از هر گروه و يا يكى از آنها را در اين وقايع مشاهده كرد . چنانچه برنگريستيم ، در زمان مرگ اسماعيل دوم ، زمام امور بدست پريخان خانم افتاد . شمخال سلطان ، مهردار اعظم و عموى پريخان خانم حامى اصلى او بود . پريخان خانم در زمان مرگ پدر ، توانست در بين قزلباشان حمايتى درخور يابد و از اين طريق به داعيههاى خود جامه عمل بپوشاند . ازاينرو وزير اعظم ميرزا سلمان كه در ربيع الاول 985 / 1577 بوسيله طهماسپ بر سر كار آمده بود و چندان مورد عنايت شاهزاده خانم نبود ، به بهانه احترام به شاه جديد و در
--> ( 1 ) - هورست ، " Der safawide Hamza Mirza " ؛ رويمر ، Niedergang ، صص 66 به بعد . ( 2 ) - اوبن " Etudes SafavidesI " ، صص 76 به بعد .