دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
63
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
در اين اقدامات نهتنها ايرانيان بلكه گرجيان « 1 » و چركسيان ( به مفهوم افرادى كه در آنسوى دربند مىزيستند ) « 2 » كه عموما در مقام قورچى وارد مقامات نظامى مىشدند ، نيز سهمى درخور داشتند . فرمانده محافظان سلطنتى ( قورچىباشى ) در نيمه دوم سلطنت شاه طهماسپ قدرتى ما فوق يافت درحاليكه قدرت اميرالامرا رو به كاهش گذاشت . اين فرآيند كه دهها سال طول كشيد و سرانجام به تحليل قواى اشرافيت نظامى تركمان و يا حتى به بىاعتنايى و بيطرفى آنها انجاميد ، قربانى كردن قزلباشان را نيز البته نبايد فراموش نكرد ، گواينكه بروز اين فرآيند از زمانى بود كه شاه اسماعيل اول نمايندگان اشرافيت ايرانى را بدانها رجحان نهاد . البته اسماعيل و طهماسپ متمايل به پذيرش اين چرخش وقايع نبودند . ازاينرو نابسامانيهاى مكرر و طغيانهاى قزلباشان تا زمان شاه عباس اول ادامه يافت و سرانجام او موفق به سركوبى نهايى آنها گرديد . * * * امپراتورى صفوى قبل از اينكه به نتيجه فوق دست يابد ، دچار بحران داخلى شديد ديگرى شد ، چنان شديد كه موجوديت آن را به خطر انداخت . اين خطر در اواخر سلطنت طولانى شاه طهماسپ اول ، در اكتبر 1575 م . هنگامىكه شاه كهنسال به ضعف و سستى دچار شده بود ، چهره نمود . مسأله جانشينى در ميان اعضاى خاندان سلطنتى و مخصوصا امراى عمده قزلباش مورد منازعه بود . مسأله جانشينى هيچوقت قاعده و قانونى نداشت و چيزى مثل رهبرى طريقت اردبيل بود و در آن گرچه طبق عادت و سنت رهبرى از پدر به فرزند انتقال مىيافت ولى قرار نبود همواره فرزند ارشد انتخاب گردد و اين قاعده هم بىهيچ تغييرى در اين خاندان ادامه يافت « 3 » . خود شاه طهماسپ هم اقدامى در زمينه تعيين وليعهد خويش نكرده بود . با اينكه او با دعوت سلطان حيدر ميرزا براى تصدى امور دولت ، عنايتى به دو رسانده بود ، ولى از اينكه تصدى خاصى به دو اعطاء كند ، اجتناب كرده بود . مسلما رهبران متنفذ قبايل ازجمله امراى استاجلو و گرجيان مقتدر ، حيدر را شاه آتى ايران مىپنداشتند . برادر ارشد او ، محمد خدابنده هرگز به حساب نمىآمد چون ضعف بصر داشت . با اينهمه امراى روملو و قبايل تركمان ، مخصوصا خواهر متنفذ حيدر پرى خان خانم كه نامزد ديگرى را براى وليعهدى در نظر داشت ( يعنى شاهزاده اسماعيل را ) مخالف شاهزاده حيدر بودند .
--> ( 1 ) - طهماسپ فقط در سال 4 - 1533 م . حدود سى هزار اسير گرجى ، با خود برگرداند : سيورى ، « مقامات اصلى . . . زمان طهماسپ اول » ، ص 84 . ( 2 ) - مينورسكى ، تذكرة الملوك ، ص 163 . ( 3 ) - هينتس ، irand Aufstieg ، ص 17 . مىتوان اشاره كرد كه سنن اين طريقت در جانشينى شاهان نخستين صفوى مورد نظر بوده است . از اينجا به بعد در اين زمينه بررسى مفصلى صورت نگرفته است .