دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

64

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

دليل اين انتخاب چندان روشن نيست . چون اسماعيل مدت هيجده سال تحت‌نظر در قلعه قهقهه در كوههاى سبلان در غرب اردبيل ، محبوس بود . احتمالا هوادارى و حمايت قبايل از او چندان چشمگير نبوده است . شايد بتوان استنتاج كرد كه شهرت پيروزيهاى اسماعيل بر تركان هنوز در اذهان بوده و كاملا محو نشده بود و همين شهرت در پيش مردم با تكبر و نخوتى كه وى داشت دست‌به‌دست هم داده و موجب شده بود تا شاه طهماسپ ، اسماعيل را با آنهمه سابقه ناخرسندى با برادرش سام ميرزا و القاص ميرزا ، به بند بكشد . ولى اين امكان را نيز نمىتوان در نظر نگرفت كه عليرغم تمام اين ناملايمات ، طهماسپ اسماعيل را هنوز جانشين نهايى خويش مىدانست چون محافظان معتمدى را براى حفظ جان او گسيل داشت چراكه بعيد نبود جان او از طرف كوتوال قلعه به خطر افتد . بدوا چنين مىنمايد كه بحث بر سر جانشينى در دربار قزوين ، زودهنگام و پيش‌رس بوده است . شاه طهماسپ از بستر بيمارى برخاست و مثل گذشته بر سر قدرت شد و به رفع و رجوع امور پرداخت . امّا با همه تلاش شاه براى تغيير افراد اطراف خود ، تنش و تشنج در ميان ملازمانش باقى بود . اين تشنجات هنگامىكه سرانجام شاه پس از شش ماه بر اثر مسموميت در 15 صفر 984 / 14 مه 1576 درگذشت ، همچنان وجود داشت . اينكه مسموميت او اتفاقى بود يا عمدى ، هرگز معلوم نشد . * * * مرگ طهماسپ وقايع شگرفى را برانگيخت . قبل از پرداختن به اين وقايع ، بهتر آنست ، هرچه مختصر ، از شخصيت و سلطنت پنجاه‌ودو ساله‌اش صحبتى شود . بطور كلى نظر مورخان درباره او نظر مطلوبى نيست . آنها خساست و لئامت و حرص و جبن او را در بوته نقد گذاشته‌اند ؛ و همچنين از تحجر و خشك‌مغزى او در اوايل زندگى و بخصوص پس از افشاى قصد به جان او با زهر « 1 » صحبت كرده‌اند كه نه‌تنها در تصميم‌گيريهاى شخصى و در ملازمان بلافصل وى تأثيرى منفى داشت بلكه منجر به صدور فرامين متحجرانه‌اى شد كه بطور كلى بر مردم روا نبود . عقيده اينكه امتناع وى از برقرارى هر نوع رابطه و انعقاد قرارداد با قدرتهاى مسيحى اروپاى غربى از زمينه‌هاى مذهبىاش ناشى مىشد نمىتوانست تداومى چندان داشته باشد « 2 » . امّا تقدس او را مىتوان در تلاش براى شيعى گردانيدن همايون از مغولان اعظم به هنگام پناهندگيش به دربار

--> ( 1 ) - ديكسن ، شاه طهماسب و ازبكان ، صص 261 ، به بعد ، با تاريخ 1534 ميلادى . ( 2 ) - رجوع كنيد به پالومبينى ، Bundniswerben ، مخصوصا ص 119 .