دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
61
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
بلندآوازه تيمور ، بنيان گرفت ، در سنجش با درگيريهاى ازبكان و عثمانيان ، در درجه دوم اهميت قرار دارد . با اينكه شاه در سال 943 / 1537 قندهار ، شهر مغولان اعظم را اشغال كرد ولى هنگاميكه كمى پس از آن شهر از دست حاكم انتصابى او بازپس گرفته شد دست به عمليات تلافىجويانه نزد . چندسال كه برآمد و همايون جانشين بابر به دربار او پناهنده شد ، شاه سپاهى از ايرانيان را در اختيار او گذاشت تا اين شهر را دگرباره فتح كند . فىالواقع قندهار تا جلوس امپراتور اكبر ( 1014 - 963 / 1605 - 1556 ) « 1 » در اختيار شاه قرار نگرفت . * * * امپراتورى صفوى مناطق مرزى متعددى همچون قندهار داشت . در رأس بعضى از اين مناطق كه حكم دولتهاى وابسته و فرودست را داشتند حكام محلى بودند كه گاهى لقب والى داشتند . اين مناطق معمولا در نقاط دوردست بودند و به لحاظ زبان ، فرهنگ و مذهب مردم از ساير نواحى ايران متمايز بودند . گاهى هم نوعى دولت ضربهگير و حائل بين ايران و همسايگان مقتدر آن را تشكيل مىدادند . ديرى كه برآمد اين دولتها يكى از ايالات ايرانى شدند و بدينترتيب موقعيت خاص خود را از دست دادند . اين گرايشها را در زمان سلطنت طهماسپ اول هم مىتوان مشاهده كرد : درواقع از سال 943 / 7 - 1536 با انتصاب والى لاهيجان بدنبال مرگ كاركيا ميرزاعلى حامى و هوادار اسماعيل ، روابط بين صفويان و حاكم گيلان بسرعت رو به تيرگى گذاشت ؛ اين انتصاب عمرى كوتاه داشت ، گواينكه در اواخر عمر شاه ، والى ديگرى براى چندسال به اين منطقه گسيل شد « 2 » . شروان در سال 1538 م . يكبار براى هميشه و باكو چندسال بعد و شكى در سال 1551 م . استقلال خود را از دست دادند . طهماسپ همچنين به بخش ديگر از مازندران والى منصوب كرد ولى اين والى نتوانست موقعيت خويش را جز در مقطعى محدود از سال 1569 تا 1576 م . نگهدارد . حكام آل مشعشع از زمان اسماعيل اول وفادارىشان را به صفويه حفظ كردند . يقينا بدران بن فلاح در زمان شروع عمليات عثمانيان در بينالنهرين در تنگناهاى غريبى گرفتار آمد و چارهاى نداشت جز اينكه در ايام پيشروى سليمان قانونى از طريق همدان به طرف بغداد در سال 941 / 1534 به استقبال او رود . ولى پسر و جانشين او سجاد ، هنگامى كه طهماسپ در سال 948 / 1541 به طرف دزفول رفت ، بر مالك الرقابى او صحه گذاشت . در اين زمان سجاد به
--> ( 1 ) - درباره روابط طهماسب با هند رجوع كنيد به : تاريخ قطبى خورشاه بن قباد الحسينى : بررسى چاپ پارهاى از اين اثر بوسيله م . ه زيدى در مجله Der islam ، جلد 45 ( 1969 م . ) ص 169 به بعد آمده است . ( 2 ) - طبق نوشته رهربرن در Provinzen und Zentralgewalt ( نظام ايالات در دوره صفويان ) ، ص 83 از سال 975 / 8 - 1567 . مينورسكى ، تذكرة الملوك ، ص 170 سال 1567 م . را ارائه داده است .