دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
565
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
شعرايى كه در دربارهاى امپراتوران مغول هند شعر مىگفتند بيشتر از ايران بوده است . يادآورى بايد كرد كه زبان فارسى ، زبان ادبى و ديوانى مغولان هند بود . اينكه محمد اصلح در تذكره شعراى فارسى زبان كشمير ، تأليف در زمان سلطنت امپراتور مغول ، محمد شاه ( 61 - 1131 / 48 - 1719 ) حدود 303 نفر شاعر را فهرستبندى كرده ، نشان از گستردگى رواج و رونق شعر فارسى در شبهقاره هند دارد . مقالات الشعراى عليشير تتوى ( تكميل در 1173 / 1760 ) فقط از 719 نفر شاعر فارسى زبان سند نام مىبرد . در ميان 3148 شاعرى كه موضوع كتاب تذكره مخزن الغرائب احمد على هاشمى سنديلوى است ( تأليف در 1218 / 1804 ) گواينكه يك تذكره عمومى است ، ولى اكثر آنها در هند متولد شده و در هند زيسته و يا تحت حمايت حاميان و هواداران هندى قرار گرفتهاند . ارزيابى همزمان شعر اگر شعر اين دوره به لحاظ كميت از ساير ادوار شعر فارسى پيشى گرفت ، به لحاظ كيفيت عقب افتاد و با زوال شعر فارسى مقارنت پيدا كرد . اين ارزيابى كه بازتابى از معيارها امروزى ايران و غرب است ، هيچ نوع همخوانى با ديدگاههاى منتقدان آن دوره ندارد . اكثر تذكرههاى آن ايام درباره كيفيت والاى شعر و شاعران آن عهد مقدمهپردازى كردهاند « 1 » . سام ميرزا كه از تذكره او ياد كرديم ، شاعران روزگار خود را با امير خسرو ، سعدى ، انورى يكى دانسته و حتى بالاتر از فردوسى و سنائى رقم زده است . « 2 » او بطوركلى درخصوص وضعيت شعرا آنها را « برگزيدهء درگاه الهى و ذرات ايشان را مهبط انوار نامتناهى » مىداند . واقعيت اينست كه مردان والامقامى چون مير عليشير و سام ميرزا در گلچين اشعار معاصران خود و وارد كردن آنها در تذكرههايشان كمال دقت را مبذول داشتهاند و اشتياقى كه امپراتوران مغولى و درباريان آنها در استقبال از شعرا و مطالعه اشعار آنها و شرح بعضى از اشعار داشتهاند مىرساند كه آنان به شعر معاصر خود ارج و قربى و الا قايل بودهاند . شاعران با اعتماد بنفس زيادى شعر گفتهاند و به علو مرتبه شعر زمان خويش اعتقاد داشتهاند . آنها شعر زمان خود را مملو از بداعت و صورخيال پنداشتهاند . با اينكه به اين تفاخر شعرا نبايد
--> ( 1 ) - مثلا نگاه كنيد به دولتشاه ، ص 5 به بعد ؛ نوائى ، مجالس ، ص XXiV ؛ نصرآبادى . ص 3 به بعد ، تتوى ، صص 7 - 5 . ( 2 ) - در مورد بعضى از شاعران دوره تيمورى نگاه كنيد به : يارشاطر ، شعر فارسى ، صص 91 - 89 ؛ سادات ناصرى در آذر ، آتشكده ، جلد 1 ، ص 125 . در مورد غرور و نخوت شاعران صفوى و مغولى نگاه كنيد به : صائب ، ديوان ، صص 218 ، 871 ؛ كليم ، ديوان ، ص 281 ( غزل شماره 484 ) در مورد عرفى نگاه كنيد به شبلى نعمانى ، جلد 3 ، صص 81 - 78 .