دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

566

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

چندان دل بست ، ولى نظريات مبالغه‌آميز اين شعرا درباره آثارشان دست‌كم اين نكته را به ثبوت مىرساند كه آنها در هنر شعر دوره خود هيچ نوع تباهى مشاهده نمىكرده‌اند . بالعكس آنها صحبت از « روش تازه و شيوه تازه » در شعر رانده‌اند و بدان مباهات ورزيده‌اند . شعرايى چند به اين شيوه اشاره كرده‌اند و مورخان ادبى نيز از آن سخن گفته‌اند . از ميان اين شيوه‌ها اصطلاحاتى چون طرزى تازه « 1 » و تازه‌گويى قابل توجه است . ملا عبد الباقى نهاوندى در بررسى خود از عرفى ( متوفى 999 / 1590 ) و فيضى ( متوفى 1004 / 1595 ) از تازه‌گويى آنها سخن گفته و اشاره كرده كه ابو الفتح گيلانى يكى از درباريان عاليمقام اكبر ، حامى شعر دوست اين شاعران ، طرز تازه و شيوه نو آنها را ستوده است « 2 » . اين طرز تازه در اواسط سده شانزدهم به اوج خود رسيد و شهرت نماينده اصلى آن صائب ( متوفى 1081 / 1675 ) درهمه‌جا پراكنده شد و در ايران ، هند و تركيه و ساير مناطق تحت قلمرو شعر فارسى ، پيروانى پيدا كرد « 3 » . ظهور سبك هندى سبك هندى اصلا از تحول سبك عراقى و ورود انديشه‌هاى باريك به شعر و عقايد و جنبه‌هاى بديع شاعرانه و سادگى و روانى لفظپردازى و صداقت احساس پديد آمد . نشانه‌هاى نخستين سبك هندى از آغاز دوره تيمورى و حتى با حافظ بروز كرد . اما حافظ با صور خيال ظريف و باريك و مهارت كامل در زبان و توانائى و قدرت بيان خويش از همگان گوى سبقت ربود . روشن است كه غزل سبك عراقى در دست حافظ به غايت توان و قدرت خود دست يافت . پيش از اينكه رويكردى جديد در شعر چهره نمايد ، دوره‌اى راكد و غيرفعال از ادبيات رخ نمود . بيان مفاهيم شاعرانه در نهايت ظرافت و باريك‌انديشى و يا بداعتى كه اعجاب خواننده را برانگيزاند از حدود نيمه سده چهاردهم شروع شد . اين گرايش در سده پانزدهم ادامه يافت ، امّا چيره‌دستى در ساختار شعر آن‌را در سايه قرار داد . در جريان سده شانزدهم درعين‌حال كه شعرائى چون وحشى ( متوفى 991 / 1583 ) اشعارى احساسى و عاطفى و شاعرانى چون عرفى قصايد محكم و منسجم سرودند ، بيشتر شاعران به نوعى شيوه‌گرايى معناشناختى و صورتبندى

--> ( 1 ) - بيشتر توسط صائب به كار رفته است . نگاه كنيد به ديوان او ، مقدمه اميرى ، ص 6 ؛ مؤتمن ، تحول ، ص 358 . ( 2 ) - شبلى نعمانى ، جلد 3 ، ص 11 . ( 3 ) - سادات ناصرى ، در آذر ، آتشكده ، جلد 1 ، ص 121 درباره شهرت او .