دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

557

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

مىبخشد ، بلكه دين و جانش را هم در راه او فدا مىكند . شايد در هيچ‌يك از ادبياتهاى جهان چنين تصوير مازوخيستى از عاشق و يا معشوقى چنين جانسوز و فتنه‌گر پيدا نشود . عشق متعال شاعر با چشم‌پوشى از ملازمات عشق و تقدير و قسمت خويشتن ، نه‌تنها به ستايش معبود ، بلكه به بزرگداشت غم و آلام عشق مىپردازد . او بدانها مباهات مىكند و ضمنا محسود آنهاست . گفتنى است كه سرسپردگى كامل و بىخويشتنى او به نوعى عشق خداگونه مىانجامد . عشق در تغزل فارسى به يك عشق متعال مىرسد . عشق با طرزى نيم‌تغزلى و نيم‌عرفانى نه‌تنها با قدرت تمام بر كل وجود بلكه بر علت و معلول آنها حاكم است « 1 » . ترديدى نيست كه تأكيد زياد عرفا بر عشق در مقام تنها وسيله دستيابى به حقيقت و تنها راه شناخت خدا ، سهمى عمده در تعالى و بركشيده شدن عشق به چنين مقامى علوّ و عالى است . بالعكس ، عقل همواره بدنام و رسوا و عاجز است . تخالف بين اين دو ، يكى از مضامين پربار راهبه غزل كرده است . عشق تجريدى توصيفات معشوق نه در جزئيات تك‌چهره دوست و نه هدف و غايت آنست . او با مفاهيم عمومى توصيف مىشود و مظهر بىچون‌وچراى زيبائى است . افزون‌براين ، توصيف او ، گزينشى است . درحالىكه صحبت از بينى ، دستها و پاهاى او مىشود ، چاه زنخدان وى و خال زيبايش هم بارها بر سر زبان است . علاوه بر اينها ، توصيف معشوق همواره بر گيسوى او متمركز است و ضمن آن صحبت از طره گيسو ، چهره ، گونه‌ها ، ابروها ، چشمان ، مژگان ، بناگوش ، لبان ، دهان ، خط پشت لب و ريش ( به پائين رجوع كنيد ) ، كمر ، قدوقامت ، خراميدن ، نگاه ، نظر ، تبسم و گاهى هم پيشانى ، دندان و بازوان و ساق‌ها مىشود . اينها به طرز بىهمتايى به وصف مىآيند بدون اينكه تصويرى گويا و واقعى از معشوق در نظر باشد . تقريبا همه اين و صفها در تمثيلات عمده قراردادى به نوعى راه دارد . درنتيجه ، خواننده بجاى دريافت تصوير واقعى از معشوق ، تصويرى تجريدى از او دريافت مىكند ، تصويرى كه بيشتر با نوعى خيال‌بندى همخوانى دارد . در غزليات فارسى ، معشوق نه يك انسان ، بلكه نوعى مفهوم انسانى و شخصيت‌پردازى شده است . او

--> ( 1 ) - صوفيان حديث زير را از پيامبر منشأ اعتقادات خود مىدانند : « كنت كنزا مخفيا فاجبت ان اعرف فخلقت الخلق كلى اعرف . » يعنى گنجى پنهان و ناشناخته بودم ، دوست داشتم شناخته شوم . خلق را آفريدم تا شناخته شوم . آنها معتقدند كه شناخت خداوند فقط از طريق عشق ميسر است .