دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

535

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

معهذا تاريخ ادبيات ايران دوره صفوى ، عليرغم فرم ( به‌جاى بىفرمى ) و درك هدف عالىاى كه صفويان ظاهرا در قلمرو خود تسرّى بخشيده بودند ، نه به خود سرزمين ايران محدود شد و نه جزو ادوار طلائى گرديد . در قلمرو دستاوردهاى درخشان و محدود ادبى اين دوره دو عامل را مىتوان ذكر كرد و هردو عامل را هم بايد در ارتباط با تباهى تفكر و معارف دانست كه ادبيات عظيمى را از سرچشمه‌ها و زمينه‌هاى اساسىاش محروم ساخت . نخستين عامل ، عامل تاريخى بود ؛ و دومين عامل ، با سياست مذهبى زمانه ارتباط داشت . وقايع سده‌هاى سابق مخصوصا پس از هجوم مغولان و عواقب وحشتناك آن ، باعث شد كه تعدادى از علما ، ايران را به قصد مناطق ديگر ترك گويند . با ظهور مغولان كتابخانه‌ها كه گنجينه‌هاى ديرياز و چندين سدگانى معارف و تحقيقات برشمرده ميشدند ، به تاراج رفت و تعدادى از فرهيختگان كشته شدند و فقط معدودى از طبقه دبيران و محققان و دانشمندان در ايران باقى ماندند . حاميان ادب و هنر و امنيت در شبه‌قاره هند متمركز شدند و جذابيتى درخور يافتند و اين براى فعاليتهاى معارف و سنن علمى ايران كه بهرحال در مراكز شهرى ازجمله بخارا ، سمرقند ، هرات ، نيشابور متمركز بود و بوسيله سپاهيان چنگيز خان منهدم شده بودند ، چندان خوشايند نبود . ازاينرو به‌رغم تشويق معارف از سوى ايلخان غازان ( 703 - 694 / 1304 - 1295 ) و بعدها توسط بعضى از شاهزادگان تيمورى ، شمار جملگى فرهيختگان روبه‌كاهش گذاشت و محققانى هم كه باقى ماندند ، به صورت شارحان و مفسرانى درآمدند كه عقايدشان چندان اصالتى نداشت . در دوران صفويان توجه خاصى كه به مسائل مذهبى شد و حمايتى كه از متكلمان و علماى متعصب و اعضاى مقامات تازه‌به‌دوران‌رسيده تشيع به‌عمل‌آمد موجب ركود و تعطيلى تفكر و آزادى انديشه گشت . رجوع به زندگى و آثار ملاصدراى شيرازى ( گفته شده كه در سال 1050 / 1 - 1640 در بصره درگذشت ) كه به كلام ا . گ . براون « روشن بود كه چه مايه از دست علماى متعصب آزار ديد « 1 » » كافى است كه به مشكلات و گرفتاريهاى اين دانشمند متنفذ زمانه در مواجهه با موانع موجود بر سر راه انديشه و تفكر پىببريم . در دوران صفويان فعاليت فكرى و فرهيختگى ، حداقل ، كساد شد و تباهى مشابهى هم در زبان و ادبيات چهره نمود . در قلمرو ادبيات يكى از عوامل مهم اين دوره ناكامى دربار در برآورده ساختن آمال و آرزوهاى شاعران و نويسندگان پارسىزبان بود ؛ عكس اين ناكامى در هند رخ داد و دربارهاى امپراتوران مغول و ساير اشراف و نجباى هند به هوادارى و حمايت از ادبيات فارسى برخاستند .

--> ( 1 ) . LHP ، جلد 4 ، ص 429 .