دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
53
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
ترديدى نيست كه اين وقايع در جريان درگيرى تأثيرى قاطع داشته است . دراينروزها حكومت ايالت خراسان با پايتخت آن در هرات در دست برادر كوچكتر طهماسپ ، سامميرزا بود . دورمش خان شاملو اتابك سامميرزا به سبب جوانسالى او ، بهنام وى اعمال قدرت مىكرد . مكاتباتى كه هنوز موجود است و به خوبى وضعيت آن زمان را مىرساند ، بين خان ازبك ، عبيد اللّه خان ، برادرزاده محمد شيبانى و فرمانده قلعه هرات كه در زمستان سال 932 / 6 - 1525 تحت محاصره بود ردوبدل شد . خان ازبك او را به تسليم فرامىخواند و خاطرنشان مىسازد بدليل منازعه بين امراى قزلباش نبايد در انتظار كمكى از طرف شاه باشد . از سوى ديگر ديوسلطان روملو نيز جرأت نكرد با ارسال نيروئى براى نجات هرات ، سپاه خود را تضعيف كند . فىالواقع اين محاصره عواقب نامطلوبى درپى نداشت ، چون عبيد اللّه خان آمادگى ادامه محاصره را تا از پاى درآمدن دشمن ، نداشت و چندى بعد هم صحنه را خالى كرد . امّا ديرى برنيامد كه عبيد اللّه خان با مشاهدهء نزاعهاى بىپايان امراى شاه و شايد هم با شنيدن خبر مرگ دورمش خان به فكر فتح خراسان افتاد و در سال 934 / 1528 حملهاى تازه را سامان داد و مشهد و استرآباد را متصرف شد و دگرباره پشت دروازه هرات ظاهر شد و مدت هفت ماه آن را به محاصره كشيد . در اين زمان شاه نيروهاى كمكى ايران را سازمانبندى كرد و در رأس آن راهى خراسان شد . در جنگ جام شخصا وارد ميدان گرديد ( 10 محرم 935 / 24 سپتامبر 1528 ) و با شيوههايى كه امراى او از عثمانيان فراگرفته بودند پيروزى را به كام آورد : مثلا با بهرهگيرى از توپخانه كه براى ازبكان سلاحى تازه بود . متأسفانه سپاه صفوى نتوانست از پيروزى خود طرفى ببندد و به دشمن مجال داد تا بگريزد و اين سپاه در بهار ديگر به منظور فرونشانى شورشى در بغداد كه ذوالفقار بيك موصللو راه انداخته بود ، راهى غرب شد . اين شورش به سبب ارتباط با عثمانيان ، در نظر شاه اهميتى فراتر از اهميت محلى داشت . شاه آن را خطرناكتر از خطر ازبكان مىدانست و برايناساس از خراسان عقب نشست . او درواقع تا مدتها انتظار خبر حمله سوم عبيد اللّه خان را نداشت . عبيد اللّه خان پس از فتح مشهد ، تسليم هرات را از سوى حسين خان شاملو ، اتابك سام ميرزا ، دريافت كرد با اين شرط و تضمين كه چشمزخمى به شهر نرسد . دليل اين كار او اين بود كه هرات هنوز سر از محاصره قبلى بلند نكرده بود ؛ و ثانيا دربار در كمكرسانى به خراسان تعلل مىورزيد فقط به اين دليل كه چوههسلطان تكلو از كمك به رقيب خويش حسين خان هودهاى برنمىگرفت . عليرغم اين وقايع ، نجات خراسان كاملا امكانپذير شد چون شاه بر خلاف انتظار مسأله بغداد را هرچه سريعتر حلوفصل كرد . ذالفقار به قتل رسيد و بغداد با سركوبى اين شورش در 3 شوال 935 / 10 ژوئن 1529 بدست طهماسپ