دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

494

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

نتيجه‌گيرى حال وقت آن رسيده كه رشته‌هاى گوناگون اين فصل را بهم پيوند دهيم . نوسان چشمگير در ميزان و كميت عمارات باقىمانده از سلطنت‌هاى مختلف دوره صفوى به خوبى حاكى از آنست كه زيباترين آثار معمارى ايران در سايه حمايت مستقيم دربار حاصل شده است . هنگاميكه علم اين حمايت برافراشته شده ، عمارات عمده پديد آمده است . اين نكته زمان‌بندى نابرابر معمارى صفوى را نيز تبيين مىكند كه در آن ادوار فعاليت شديد معمارى در كنار وقفه‌هاى طولانى قرار گرفته است . درواقع بيشتر شاهان صفوى علاقه‌اى به برپائى عمارات باشكوه نداشته‌اند و حتى هنگامىكه برخى از آنها به حمايت جدى از اين نوع ابنيه برخاسته‌اند ، دولت متمركز آنها سبب شده كه تمامى اين نوع عمارات در پايتخت گرد آيد . ازاينرو جاى شگفتى نيست كه مركز ايران پايگاهى براى فعاليتهاى معمارى گردد و ساير ايالات آن مثل آذربايجان ، خراسان و فارس كه يك زمانى مطمح نظر بوده‌اند ، از اين نظر مغفول بمانند . با اينهمه ميزان ابنيه باقيمانده ايران از اين دوره به قدرى است كه در ميان عوامل ديگر ، جايگزينى حمايت ايالتى را به‌جاى حمايت دربارى ، نشان مىدهد . در اين دوره آرامگاههاى گوناگون ، نسبت به مساجد از قوالب متداول معمارى ايران بود و احترام و اعزازى خاص به اولياء نشان داده شد و حال آنكه از معمارى غيرمذهبى هم عماراتى از نوع كاخها و بالاتر از همه كاروانسراها باقيمانده است . در اين عمارات دستكارى در مقياس و بعضى از تمهيدات فضاسازى ، تأكيدى تازه در معمارى ايران پديد آورد . ولى عليرغم اين ساخت وسازهاى تازه ، مرمت و تعمير و تزيين و زينت‌كارى از نكات كليدى معمارى اين دوره بود . در معمارى صفوى از تأثيرات خارجى خبرى نبود لذا سبك آن‌را مىتوان اساسا سبك درون‌نگر برشمرد . توجه به نوآورى و بداعت شديدا ريشه در گذشته داشت و چشم بدان دوخته بود و در سرتاسر عمارات اين دوره خط روشنى از تحول را نمىتوان پيگيرى كرد . محافظه‌كارى در مواد و موضوعات ساخت با شيفتگى به تزيين تمام عيار با كاشيكارى زرين‌فام همراه بود و با آن ارتباط تنگاتنگى داشت . تأكيد بر تزيين كاربردى ، مقام و منزلتى تازه براى استادكاران به ارمغان آورد كه در ازدياد ترقيمه‌ها و نامهاى متخصصان در خطاطى و در فنون مختلف كاشىپزى منعكس شد . ليكن اهميت يافتن تزيين ، افولى را در خود معمارى به دنبال داشت . بنابراين مىتوان استنتاج كرد كه سبك معمارى صفوى در ميان همه سبكهاى معمارى اسلامى ايران تا سده هيجدهم كمترين اصالت را دارد ، مخصوصا فاقد آن پيشرفت و تحول سريعى است كه از