دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
493
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
معمارى ايران بيشتر متكى بر محاسبه و تمركز چشم بود . معماران عثمانى ، ظاهر ساده ابنيه را ترجيح مىدادند كه با سنگ گويا و رسا و مؤثر ديده مىشد ولى معماران ايرانى بطور سنتى بر آرايه سطح و ظاهر آن تأكيد داشتند . البته اين جهتگيرى را معماران مغولى هند هم داشتند و همين نكته اين مكتب را بهعنوان منبع الهام بيان مغفول گذاشت مخصوصا كه فرهنگ مغولى هند بسيار وامدار ايران بود . البته معماران و هنرمندان ايرانى راهى امپراتورى مغول هند مىشدند . با اينكه باغات و طراحى گلستانهاى معمارى مغولى آن پرمايگى و غناى كافى را داشت كه تأثيراتى در ايران دوره صفوى بگذارد ، ولى معماران در موقع بازگشت به ايران چندان الهامى از آن نمىپذيرفتند . البته تركيه عثمانى و مغولان هند از رقباى سياسى دولت صفوى برشمرده مىشدند و همين نكته از فعلوانفعال سبكهاى هنرى بين طرفين در معمارى و نيز نقاشى جلوگيرى مىكرد . احتمالا اين مطلب پاسخى بر عدم وجود بعضى از تأثيراتى است كه جذب آنها بسيار ساده بود و ريشه در سنن ايرانى و يا شباهتهايى بدان داشت : مثل كاشيكارى ازنيك ( ازنيق ) ، منارههاى عثمانى ، چاترىهاى ( چادرى ) مغولى و گنبدهاى پيازىشكل . از سوى ديگر هنر چينى توانايى سياسى نظرگيرى نداشت تا جنبهها و وجوه هنرى خود را اعمال كند ، ازاينرو جاى تعجب ندارد كه هنر صفوى مخصوصا در سفالگرى و بعضى از انواع نقاشى ، رگههاى متداولى از نقوش چينى را بپذيرد . مجموعهاى از نقوش چينى همچون اژدها ، ققنوس ، كپّه ابر ، گل صد تومانى و گل نيلوفر بارها در كاشيكارى ايران جلوه يافت ولى اين عناصر گوناگون از مدتها پيش به ايران راه يافته بود . ازاينرو صحبت از ورود موج تأثيرات جديد از چين موردى نخواهد داشت . با چنين تصوير منفى از تأثيرات خارجى در معمارى صفوى ، جاى شگفتى است كه در خود اصفهان نوعى معمارى بيگانه شكل گرفته بود . باوجوداين ، باز عمارات ارمنى جلفا حاكى از تأثيرپذيرى آنها از حالات معمارى ايران به گونه سنتى كاملا مستقل و بومى است ؛ چيزى از تأثير معمارى جلفا بر معمارى ايران ديده نمىشود . جلفا به لحاظ معمارى همچون زمينههاى سياسى ، مذهبى ، زبانى و اجتماعى ، يك بدنه بيگانه برشمرده مىشد . قوالب ارمنى نظير برجهاى ناقوس كه در زمينهاى از معمارى سنگى توسعه يافته بود ، در معمارى آجرى و كاشيكارى صفوى ، نامتجانس و حتى در كسوت بيگانه پوچ و عبث به نظر مىرسيد . اما صرفنظر از تغييرات كاملا صورى كه در موارد و مصالح محلى انجام گرفت ، شكل كليساهاى آن كاملا ارمنى باقى ماند . اين كليساها از اينكه به صورت آميزهاى از سنن ايرانى و ارمنى درنيامدهاند ، جاى شگفتى و كنجكاوى دارد .