دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

480

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

امكان را پيش كشيده كه گزارش‌هاى مبالغه‌آميز منابع ادبى و تاريخى درباره كاخهاى واقعى سبك و سنگين شود . ماحصل كلام اينكه فىالواقع در روزگار صفويان معمارى آرامگاهى و غيرمذهبى به قدرى ذهن معماران را به خود مشغول داشته كه در ادوار قبل سابقه نداشته است و اين به ضرر ساير آثار معمارى مذهبى بوده كه تاكنون از حمايتى درخور برخوردار بوده‌اند . سالشمارى خواهيم ديد كه انواع عمده بناسازى و مناطق فعاليت‌هاى معمارى در دوره صفوى و قطعه‌بنديهاى مشابه ، هيچكدام سالشمارى توليد در زمان اين سلسله را ندارند . ادوار فعاليت شديد با وقفه‌هاى طولانى همراه بود . براستى كه در دوره صفوى با يك سابقه دويست‌وبيست‌وپنج ساله ، فقط در چند دهه ، درواقع معمارى به صورت فعال درآمده است . پيشتر اشاره شد كه در اين دوره از مكاتب دقيق بومى خبرى نبود و اين بدان معنى است كه دوره صفوى بر خلاف ادوار سلجوقى ، ايلخانى و تيمورى فاقد آهنگ مداوم و پرطنين سنن بومى بوده تا عمارات امپراتورى بدان تكيه كرده باشد . آن حمايت پرشورى كه ايلخانان و شاهان تيمورى در سده‌هاى چهارده و پانزده از معمارى به عمل آوردند بعدها با سلسله‌هاى محلى اين دوره يعنى آل چوبان ، آل مظفر ، آق‌قويونلوها و غيره تكميل شد . تداوم تأمين گشت و به كام آمد . حكومت صفوى دست به يك تمركز روزافزون زد و معمارى را در محور دربار محدود ساخت . اين‌چنين بود كه معمارى به ميزانى بسيار آسيب‌پذير به حمايت دربارى متكى شد . هنگاميكه دربار از هم فروپاشيد ، معمارى هم دچار اين مصيبت شد چون معمارى ايالتى ديرى بود كه فرو ريخته بود . اين فقدان تداوم پاسخى است بر اين سؤال كه چرا در ايران دوره صفوى باوجود عمارت معمولى زياد ، از عمارت سترگ خبرى نبود . جالب نظر اينكه تنها دوره استثنايى يعنى فاصله بين سالهاى 1590 م . تا 1630 م . باز دوره‌اى بود كه در آن طبع و استعداد معمارى در يك‌جا متمركز شده و يا حلقه زده بود . گفتنى است كه اصفهان در سالهاى بعدى اين سده از منابعى تغذيه كرد كه در اين دوره خلاق گرد آمده بود . معمارى دوره متقدم يعنى زمان شاه اسماعيل را مىتوان ادامه و بقاياى معمارى دوره آق‌قويونلو برشمرد ؛ امّا سبك معمارى تيمورى در شرق ايران هم از بىمحتوائى جان سپرد . از منظر كسادى و خمودگى سده شانزدهم ، هرگونه بحث درباره توسعه سبك معمارى اين دوره نابجا و عبث خواهد بود . از معمارى قرون ميانهء ايران مىتوان درس گرفت كه مهارت و تخصص به صورت نهفته