دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
481
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
وجود داشتند و تنها انگيزه مناسب براى بهرهبردارى از آنها لازم بود . در زمان صفويان فقط در روزگار شاه عباس بود كه اين محركه پيش كشيده شد و در حد و حجم قابلملاحظهاى هم باروبر داد و حمايت بلندپروازانه ، معمارى جاهطلبانه و مجلل پديد آورد . اين سبك سترگ در روزگار سلطنتهاى بعدى محو شد و اگر درپى يافتن علت اين امر بربيائيم متوجه مىشويم كه اين قصور بيشتر در خود حامى نهفته بود تا در معمار . مهم هم نيست كه اين شماتت به چسان تقسيم شود ، چون بهرحال نتايج روشن و مشخص بود : يعنى عليرغم اينكه صفويان بيشاز دو سده حكومت راندند ، دستاوردهاى آنها در زمينه معمارى به لحاظ كيفيتى پائينتر از معمارى سلجوقيان در فاصله بين سالهاى 1080 م . و 1160 و يا ايلخانان در فاصله بين سالهاى 1300 م . و 1350 م . بود . البته بعيد نيست كه ميزان محدود پروژههاى سترگ بناسازى صفويان ، معماران ادوار بعد را دلنگران و مشوشساخته و آنها را وادار كرده باشد كه فقط دنبال پلانهاى مشابه محدود باشند . پروژههايى چون مجتمع گنجعلى خان در كرمان ( تصوير 9 ) و توسعه دوباره آرامگاههاى اردبيل و مشهد و ماهان ( به استثناى مجتمعهاى اصفهان ) بايد در رديف مشكلات مضاعف تداركاتى و تشكيلاتى آنها كه بعضى از آنها ناشناخته است ، برشمرده شود . ساختمانهايى با اين ميزان بار سنگينى بر دوش منابع بود و به سادگى به كام نمىآمد . تنها مشكل پول نبود . مدت زمانى كه براى چنين عماراتى در نظر مىگرفتند كافى نبود ؛ در اينجاست كه داستانهاى ساختگى درباره معمار مسجد شاه كه پيشتر ذكر شد ، پديد آمده است . تغيير و جابجائى موزائيك خشت با كاشيكارى هفت رنگى در همان مسجد شاهدى بر داستان مزبور است . مسائل صنعت بناسازيهاى سازمان نيافته و عالى امپراتورى عثمانى بسيار متفاوت بود . امّا معمارى صفوى فردى نابغه ، قدر و عالى منزلتى چون سنان نداشت . دستاوردهاى عظيم معمارى عثمانى و مغولان اعظم باوجود سازماندهى عالى و معماران بزرگ حاصل شد . اين تقارن بعدها در معمارى دوره صفوى ايران كه بسيار ديرتر از رقبايش به مقام و منزلت امپراتورى دست يافت ، مدام مغفول نهاده شد . بنابراين روشن است كه ميزان وسيع آثار معمارى صفوى گمراهكننده مىتواند باشد ؛ و اين فقط به سبب دلايلى نيست كه در بالا ذكر شد . ميزان بىسابقهاى از آثار معمارى صفوى در سرتاسر ايران بيشتر مشمول مرمت آثار بود نه عمارات جديد . عماراتى كه براى مرمت و بازسازى فوقالعاده انتخاب مىشدند ، طبق يك سنت ، منحصرا آرامگاههاى مذهبى و بزرگ بود كه از اين كار عايدى حاصل مىشد . دراينميان از مرمت عمارت غيرمذهبىخبرى نبود : معماران بهجاى تعمير كاروانسراهاى كهنه ، ترجيح مىدادند كه كاروانسراهاى جديد در مجاورت آنها برپا كنند . البته درخصوص مرمت آثار و تأكيد بدان مىتوان تبيناتى چند ارائه داد . حاميان معمارى