دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

479

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

كاهش يافت كه به صورت بناهاى محلى و بومى درآمد « 1 » . اما زيارتگاهها بر معمارى مذهبى دوره صفوى غلبه داشت . اين امر مخصوصا در مورد مجموعه‌هاى بزرگ و حتى امامزاده‌هاى مجزا هم صادق بود ؛ هردو نوع اين ابنيه ، مراكز زيارتى برشمرده مىشدند . در همين دوره بود كه بيشتر آرامگاههاى معروف ايران ( اردبيل و مشهد ، تصاوير 2 ، 8 ) و عراق به اين جنبهء خود دست يافتند . آرامگاههاى غيرمذهبى راه را كاملا براى آرامگاههاى عرفا گشود و اين جريان را البته مىتوان دست‌كم تا دوره مغولان پيگيرى كرد . ولى از آن پس به بعد توان جذب مردم را به خود پيدا كردند . برجهاى تدفينى كه در تاريخ معمارى ميانه ايران رواج و رونقى بسزا داشت ، در اين دوره از رونق افتاد و جاى آن‌را بناهاى عريض و طويل گرفتند كه به‌جاى سقفهاى مخروطى ، سقف گنبدى داشتند . هماهنگ با اين تحول ، پلان مربع و يا هشت ضلعى رواج يافت و جاى انواع پلانهاى پيشين را گرفت . اندرون اين آرامگاهها به جاى اينكه تنگ و بسته باشد ، فضاى نسبتا وسيعى داشت . آنها اغلب مزين به محراب بودند و گاهى نيز باغى و صحنى در مجاورت آن ايجاد مىشد . اين تحول اساسى در آرايش آنها واكنشى در مقابل عادت دلبستگى روزافزون به زيارتگاهها بود و اين عمل مىرساند كه چرا صفويان در معمارى مذهبى بيشتر از مساجد ، از آرامگاهها و زيارتگاهها حمايت به عمل آوردند . پذيرش و توسعه تشيع با سنت ديرينه تجليل ائمه و اولياء ، مىتوانست در مقام مذهب ملى اين نوع تحول و دگرگونى را بيشتر از پيش جاودانه سازد . در سده هفدهم دوشادوش فعاليت‌هاى معمارى در قلمرو آرامگاهها ، فعاليت غيرمنتظره‌اى هم در حيطه معمارى غيرمذهبى صورت گرفت . در اين حيطه بود كه دوره صفوى در معمارى اسلامى ايران منحصربه‌فرد شد . پل‌ها كه كاركردى فراتر از حمل‌ونقل و راه ارتباطى داشتند و از سنت ساسانى مايه مىگرفتند ، ساخته شدند . تعداد كاروانسراهاى شهرى و روستايى بيشمار بود و بازارهاى بزرگ شهرى نيز پديد آمدند . كبوترخانه‌هايى كه هزاران كبوتر را در خود جاى مىدادند در آباديهاى اصفهان و اطراف گلپايگان و كرمان بوجود آمدند . طراحى شهرى در مقياسى پىگيرى شد كه تا آن روزگار در ايران بىسابقه بود . پيشتر هنگامىكه شهرهاى جديد برپا مىشدند ( مثل سلطانيه ) و يا شهرهاى كهن توسعه مىيافتند ( مثل تبريز ) پلانى بر آن تحميل نمىشد و لذا تأسيساتى بطور اتفاقى بدان افزوده مىشد و توسعه مىيافت . سرانجام چندين اقامتگاه شاهانه برپا شد كه خوشبختانه باقىمانده و براى نخستين‌بار در معمارى اسلامى ايران اين

--> ( 1 ) - براندنبرگ ، صص 77 - 64 .