دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

476

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

كه اين معمارى ريشه در زندگى روزمره داشته است ( البته اين مطلب چيزى از اهميت آثار زيبائى كه با حمايت دربار ساخته شده‌اند ، نمىكاهد ) . تعداد زيادى از ابنيه صفوى با سادگى تمام در روستاها و يا شهركها قرار گرفته‌اند و حتى زمانى هم كه در شهرهاى بزرگ ديده شوند در محلات جايگزين شده‌اند كه ذاتا واحدهاى روستائى و يا شهركى بوده‌اند و با كليت خود به نظام شهرى چسبيده‌اند . ليكن يكى از نتايجى كه به سادگى نمىتوان از كميت عظيم آثار باقيمانده صفوى بدست آورد ، اينست كه توليدات معمارى اين دوره اساسا بيشتر از توليدات سده‌هاى سالفه در ايران اسلامى بوده است . گزارشهاى همزمان معيارهاى نامطمئنى براى فعاليتهاى معمارى برشمرده مىشوند امّا تاريخچه شهرهايى چون يزد و شيراز مجموعه‌اى از ابنيه تاريخ ميانه را ثبت كرده‌اند كه امروزه به كلى محو شده‌اند و پيگيرى آثار آنها غيرممكن است . به‌علاوه ، دوره صفوى در ميان ادوار معمارى تاريخ ايران ، دوره‌اى جديد و نزديك به زمان حال است و لذا انتظار مىرود كه آثار زيادى از اين دوره نسبت به ادوار پيشين باقى مانده باشد . بالاخره ، ثباتى كه شاه عباس در ايران ايجاد كرد در فعاليت معمارى تحقق يافت ( صرفنظر از قلمروهاى ديگر اقتصادى و حيات ملى ) يعنى توانى كه قبلا در جنگ صرف مىشد . با اين تفاسير ، صدها دستگاه ابنيه‌اى كه در سرتاسر مملكت پراكنده شد ، محصول دوره آرامش و صلح هستند . امّا اين استدلال را نمىتوان بيشتر تعميم داد ، چون نمونه‌هاى يزد و شيراز كه در بالا بدانها اشاره شد ، مىرساند كه موج ساخت ابنيه جديد مىتوانست به لحاظ سياسى در شهرهاى خود بسنده ، برغم بىثباتى سياسى در سرتاسر مملكت ، ادامه داشته باشد . مناطقى كه ابنيه دوره صفوى به صورت متراكم در آنها گردآمده ، تفاوت بنيادى با مراكز ادوار پيشين داشت . آذربايجان كه از حيث شناخت معمارى ايلخانى اهميتى بايسته دارد ، مغفول گذاشته شد و خراسان نيز چنين حالتى پيدا كرد يعنى منطقه‌اى كه تعدادى از بناها و عمارات زيباى دوره سلجوقى را به خود اختصاص داده بود . به هرات در عرض دو قرن حكومت صفوى توجهى به روا نشد . چنانچه در بالا نگريستيم در تختگاههاى نخستين صفوى يعنى تبريز و قزوين هم بناسازى عمده‌اى به‌وقوع نپيوست . در ميان دريائى از معمارى ايالتى دوره صفوى كه سرتاسر مملكت را در خود گرفته بود ، جزايرى از آثار معمارى بلندپروازانه ديده مىشود ، مثل آرامگاههاى مذهبى ، عمارات كرمان و خود اصفهان كه مطالعه عميق آثار صفوى را ممكن مىسازد . در مورد بقيه نواحى مملكت اطلاق « سبك صفوى » برچسب مفيدى از نظر انتساب به يك سلسله حكومتى است و اصطلاح دقيق تشريحى نيست و به يك سبك متمايز دلالت نمىكند .