دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

40

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

دستور اربابش به مناطق عثمانى هجوم برد تا به شورشگران در روم مدد برساند . نورعلى چندين شهر عثمانى را غارت كرد و سرانجام در معيت شاهزاده مراد كه بر سر راه خود به ايران در شهر توقات توقف كرده بود ، اين شهر را نيز به باد تاراج داد . او شكست نابودكننده‌اى بر يكى از فرماندهان عثمانى بنام يولّار قاصدى سنان پاشا كه هنگام برگشت او نزديك مرز بر او حمله كرد ، وارد ساخت . سلطان سليم اول به محض اينكه بر برادرانش غلبه كرد ، دستور سركوبى بيرحمانه قزلباشان آناتولى را صادر كرد . هركس كه معلوم مىشد عضو جنبش است يا مظنون بود مورد مواخذه قرار مىگرفت . بدين‌ترتيب اسامى همه قزلباشان مظنون ثبت و تهيه شد ؛ گروهى از آنها را از دم تيغ گذراند و پاره‌اى ديگر را به زندان افكند . البته در اين موقعيت قربانيان اصلى قبايل چادرنشين تركمان و يا روستائيان كشاورز بودند ؛ شهرنشينان اصولا گرايش چندانى به نهضتهاى افراطى و غالى نداشتند . دليل اين آزار و تعقيب شورشهاى مكرر قزلباشان و ارتباط آنها با صفويان بود - نه عقايد شيعى آنان ، گرچه با مذهب مسلط سنّى امپراتورى عثمانى مغايرت داشت . ساير گروههاى شيعى تا زمانيكه از فعاليتهاى توطئه‌گرانه مبرا بودند ، مصونيت داشتند . بعيد نيست كه سليم در شورش قزلباشان آناتولى ، اوج بعضى از گرايشهاى جدايىطلب را احساس كرده باشد كه دهها سال ايالت روم را به تهديد كشيده بود . بهرتقدير وى فقط به اقدامات داخلى اكتفا نكرد ، بلكه در 20 مارس 1514 م . تدارك لشكركشى عليه ايران را فراهم ساخت . مشاوران نظامى و سپاهيان او براى انجام اين لشكركشى هم‌قسم شدند ، و اين لشكركشى عواقب و پىآمدهاى خاصى بدنبال داشت . اگر تا اينجا روابط صفويان و هواداران تركمان آنها را در آناتولى از ديدگاه مذهبى سنجيده‌ايم ، به اين دليل است كه اين تفسير يك تفسير همگانى و متداول است . امّا اخيرا فرضيه‌اى « 1 » ارائه‌شده كه بر پايه آن عوامل اجتماعى و سياسى بر انگيزه‌هاى مذهبى مىچربد . و اين نيز بايستهء توجه است . طبق اين فرضيه ، قبايل تركمان آسياى صغير به اين دليل به ايران روى آوردند كه نمىخواستند و نمىتوانستند در جامعه عثمانى جذب شوند . آگاهى شديد قومى آنها مانع از ادغام و تركيب آنها مىشد ( گواينكه صفويان نيز عملا در تحقق يك‌چنين ادغامى موفق نبودند ) . يك مسأله ديگر اين بود كه رهبران اين قبايل مجال پيشرفت در سپاه عثمانى را نداشتند چون در اين دوره اشرافيت نظامى تركى شكل گرفته بود - و حال آنكه امراى تركمان در ايران ،

--> ( 1 ) - والش ، « تاريخنگارى » ، صص 202 به بعد .