دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
41
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
نهتنها در فتوحات منطقهاى ، بلكه در سازمانبندى سياسى و تشكيلات ايالتى امپراتورى دامنه عمل وسيعى داشتند . اين استدلال پذيرفتنى است ، ولى اعتبار آن در بعضى نكات بايد ارزيابى شود مخصوصا عقيده اينكه علائق قبيلهاى هميشه ما فوق علائق و پيوندهاى ديگر ، ازجمله علائق مذهبى ، بوده و تركمانان من حيث المجموع نسبت به جريانهاى مذهبى بىاعتنا بودند و هنوز به اعتقادات شمنيستى پيشينيان خود وابستگى داشتند . منابع موجود مبين اين احكام و فرضيات نيستند و هرچه زمان مىگذرد بيشتر به اين فرضيه مىرسيم كه انگيزههاى شديد مذهبى در ظهور اسماعيل و در برانگيختن هواداران آناتولى او تأثيرى قاطع داشته است . اين مسأله حتى اگر انگيزههاى مذهبى پدر و جد او مغفول گذاشته شود ، همچنان باقى خواهد بود تا شايد نقيض اين نظر پديد آيد . سليم البته با دقت در تفصيل وقايع آناتولى ، حق داشت توسعه و گسترش حكومت جديد صفوى را خطرى براى امپراتورى عثمانى بداند . او با نقشهء وسيعى كه بىترديد قبلا طراحى كرده بود و كمى بعد هم با فتح سوريه و مصر در سال 922 / 1517 جامه عمل بدانها پوشاند ، نمىتوانست خطر حمله از جناح و يا عقب را بپذيرد . امّا به محض اينكه در بهار و تابستان سال 920 / 1514 به طرف ايران راند ، همچنان دلواپس اين بود كه شاه را نخواهد توانست به ميدان جنگ بكشاند . عليرغم اينكه در نامههاى ردوبدل شده بين اين دو حاكم ( كه متن آنها بدست ما رسيده است ) تحريكات كافى وجود داشت ، ولى نمىتوانست مطمئن باشد كه اسماعيل با او وارد جنگ خواهد شد . اگر اسماعيل تصميم به امتناع از جنگ مىگرفت ، حركت به مرزهاى شرقى با سپاهى كه چندان اشتياقى به پيشروى نداشتند ( گزارشى از سرپيچى در بين سپاه ينىچرى موجود است ) امكانپذير نبود . گذران زمستان در شرق آناتولى هم ، فقط بنا به دلايل جوى ، كار منطقى نبود . دشوارى و مشكل اين عمليات هنگامى ثابت شد كه حاكم ايرانى دياربكر با رسيدن دشمن از جلو او گريخت و در حين هزيمت دست به آتش زدن اراضى در مقابل تعقيبكنندگان زد . در نهايت معلوم شد اين نگرانى هم چندان موردى نداشت : اسماعيل با اينكه مىدانست كه سلطان نيروهاى عظيمى را بسيج كرده ، باز از جنگ امتناع نكرد . اگر بتوانيم به اطلاعات معدودى از منابع اطمينان كنيم ، او دانسته و سنجيده بعضى از امتيازاتى را كه پايگاه او در كوهستانهاى خوى در شمال غرب آذربايجان برايش مىداشت ، واگذاشت و بهجاىآن در جلگه چالدران چادر زد . افزونبراين ، گفته شده كه اسماعيل قبل از اينكه سپاه دشمن در ميدان جنگ سروسامان يابد و آرايش جنگى پيدا كند ، از حمله بدانها امتناع ورزيد ؛ تدبيرى كه از آن دو نفر از فرماندهان او يعنى محمد خان استاجلو و نورعلى خليفه بود كه در جنگ با سپاهيان عثمانى تجاربى داشتند .