دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
380
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
اصول روشن ، تقسيم زمينه داخلى به مستطيل و حواشى اطراف آنست كه از يك نوار محورى عمده و دو يا چند نوار فرعى تشكيل مىشود . در طرح زمينه مىتوان آرايش متناوب و متوالى و چند لايهاى از نقوش ريز و يا درشت تكرارى را ديد كه حاشيه نيز محيط بدانست . يكى از ويژگيهاى اين نقوش اينست كه قرينه خاصى دارند و بلافاصله به ديده مىنشينند . رايجترين قرينهها آرايش قرينهاى چهار بخشى است كه در آن نقوش بسان تصاوير آئينه بر روى محور طولى و عرضى قالى قرارگرفته و اينها از آرايش و تركيببندى قاليچههاى اواخر دوره تيمورى و چادرهايى است كه براساس نگارههاى بهزاد طرحافكنى شده است . اين طرح ، البته با وضوح كمتر ، در طرح ترنجى ( عكس 4 ) و در نقوشى مركب از پيچكها ديده مىشود . ( عكس 9 ) تشخيص قالى طرح ترنجى ساده و آسان است . در وسط اينها و در سطح فرعى ، ترنجى بر روى بخش متقارن چهار بخشى قرار گرفته است . تركيببندى زمينه احتمال دارد كه متشكل از نقوش زير تكرارى با حالت رفت و برگشت ( عكس 8 ) و يا بطور متناوب طرح درشتى باشد كه كل ربع قالى را به خود اختصاص دهد . ( عكس 6 ) طرح بطوركلى دولايه را شامل مىشد ، يك لايه پهن اوليه كه با نظام پيچكى طراحى مىشد با يك طرح ثانوى كه نقشمايه پيچك را پر مىكرد ( عكس 6 ) و يا لايهاى با نظام پيچكى كه بر روى آن طرحى از پيكرهها و يا حيوانات سوار مىشد ( عكس 7 ) . گاهى هم زمينه همچون يك نگاره مملو از درختان ، گل و بوته ، حيوانات و صحنههاى شكار مىگشت ( عكس 13 ) . اگر فقط يك ترنج روى آن قرار مىگرفت بيشتر بر نقطه مركزى و محورى قالى تأكيد داشت . ولى اغلب ترنج مركزى را تكرار لچكها در زواياى زمينه كامل مىكرد طوريكه بخشى از يك نقش مكرر ثانوى و آرايش وسيعى از لچكهاى مكمل به نظر مىرسيد . ترنج قاليهاى اوليه صفوى خطوط مرزنماى يكدست و پيوسته داشتند و اشكال آنها هم ستارهاى ، گرد و يا بيضوى بود . اين نوع ترنجها در منسوجات اوايل سده پانزدهم نيز ديده مىشد . طرح درونى ترنجهاى اوايل صفوى از نقوش زمينه متمايز بود و فراتر از لبههاى ترنج نمىرفت . اشكال فرعى مكرر به اين ترنج افزوده مىشده كه عموما مجموعهاى مورب از ترنج و يا ضميمه لچكى بر محور طولى هر سمت بودند ؛ اينها به صورت مستقل اجرا مىشدند . از طرف ديگر تفكيك ترنج و زمينه از يكديگر در قالبهاى سده هفدهم و مخصوصا در قالبهاى باصطلاح « لهستانى » موجب درهمتافتگى آنها شده و پيچكهاى پسزمينه بر ترنج و بالعكس ترنج بر پيچكها فرو رفتهاند . ترنجهائى با خطوط مرزى خطى جاى خود را به اشكالى با برگهاى متقارن جناغى داده كه در پيچكهاى زمينه فرورفتهاند ( عكس b 15 ) و بخشى از آن مربوط به نقشمايههاى پركننده ترنجها است . ازاينرو ترنج قالى « لهستانى » با طرح داخلى ترنج قالى ابريشمى مصور عكس a 15 همساز