دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
375
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
زاويهاى شبيه گوشههاى يك ترنج ميانى بر روى زمينهاى پوشيده از اسليمىها و حتى پيكرههاى درهمتافته حيوانات و قاليهايى با نقشى پر از پيچكهاى طومارى بر روى زمينهاى تكرنگ . اين دو نوع قالى نيز بر روى نگارههاى بهزاد آمده است « 1 » . به نظر مىرسد كه بهزاد علاقه خاصى به بازآفرينى مفصل اين منسوجات داشته است و گمان مىرود كه تحول سبك جديد كه همبستگىهايى با تذهيب كتاب ( كتابآرائى ) داشته تحتتأثير او قرار گرفته است . سه اصل تركيببندى - يعنى تقسيم سطح با خطوط درهمرفته به قاببندهاى آرايشيافته متقارن ، ترنج و طرح قاببند - همراه با نقشمايههاى خاص مثل پيچكها ، گلها و برگهاى اسليمى انتهائى در اين زمينه به كار رفته و پايه نقوش قاليهاى دوره صفوى را كه در آغاز اين دوره بهزاد نيز هنوز فعال بوده شكل داده است . در اين دوره قاليهائى با سبك هندسى ديگر يافت نمىشود . قاليهاى صفوى چنان كه در آغاز گفتيم به نظر نمىرسد كه حتى قطعهاى از قاليهاى دوره تيمورى باقيمانده باشد . اين امر از اين نظر كه تعداد زيادى از قاليها و منسوجات دوره صفوى باقيمانده و نيز دو قالى بزرگ متعلق به سالهاى 3 - 1522 و 40 - 1539 م . در وضعيت بسيار مناسب ( عكسهاى 6 و 7 ) حفظ شده است ، عجيب مىنمايد . ازاينرو سؤالى كه برمىخيزد اينست كه آيا بعضى از قاليهايى كه از آن دوره صفوى برشمرده مىشود ، احتمال ندارد از دوره تيمورى بوده باشد ؟ ( مثل عكس 5 ) اين مسأله چندان ثابت نشده چون عليرغم وجود نمونههاى متعدد ، معيارهاى تاريخگذارى قاليهاى صفويه در خلال دو قرن مورد بحث ، هنوز متقاعدكننده نيست و خوانندهاى كه انتظار تعيين تاريخ دقيق و مكان توليد قاليهاى اين دوره را مىكشد ، با يأس و نوميدى مواجه مىشود . تاريخگذارى چهار قالى در دست است كه تاريخ بافت دارند و متأسفانه دو تخته از آنها كه تقريبا بطور همزمان توليد شدهاند ، جز چند اشاره و نشانه ، سند موثقى ارائه نمىدهند . تاريخگذارى ترنج قالى طرح حيوانى موجود در موزه پولدى پتسولى در ميلان ( لوحه 7 ) چندان قابل اعتماد نيست
--> ( 1 ) - گروبه ، The Classical Style ؛ لوحه 2 - 31 ؛ Iran , Persian Miniatures ؛ لوحه XVII .