دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

374

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

داده است . نوع طرحهاى هندسى كهن‌تر است و گروهى عظيم را شامل مىشود . قاليهاى هندسى در اواخر سده نهم / پانزدهم جاى خود را به قاليهاى اسليمى و طرحهاى گياهى داد كه بهترين نمونه‌هاى آن‌را مىتوان در نگاره‌هاى بهزاد و مكتب او دريافت . بهزاد كه در حدود سالهاى 1455 م . تا 6 - 1535 مىزيست به مكتب هرات تعلق داشت و شاه اسماعيل او را در سال 1522 م . به كلانترى كتابخانه سلطنتى در تبريز گماشت . بر روى نگاره‌اى كه منسوب بدوست ( عكس 3 ) و به دهه پايانى سده پانزدهم تعلق دارد ، هردو نوع قالى تصوير شده است . قاليچه پيشزمينه نماينده گروه قاليهاى هندسى است . طرحهاى اين قالىها مركب از نقوش ريز مكرر مربع‌ها ، ستارگان و چليپاها ، شش‌ضلعىها و هشت‌ضلعىها و يا دواير است و ازاينرو شباهتهائى با نقوش كاشيهاى كف‌فرش ، امروزى دارد . از ويژگيهاى اين قاليها قاببندى اين اشكال با نوارهاى باريك روشن تنيده شده در درون ستارگان و چليپاها و در لابلاى گره‌ها است . اين درهم‌تافتگى در نقشمايه‌هاى پركننده هم رخ‌داده و نمونه‌اى از حاشيه‌هايى است كه طراحى روشن بر روى يك زمينه تيره و تاريك و براساس كتيبه كوفى صورت گرفته است . زوايا نيز خوب پرداخت شده و از طرح رفت و برگشتى كه در يك زاويه 45 درجه پخش مىشود ، استفاده شده است . زمينه قاببندهاى داخلى چند رنگى است و يا با رنگهاى متباين و متضاد نظير يك شطرنج سايه خورده است . در اين قاليهاى هندسى نقشمايه‌هاى اسليمى اندك است . شباهت آنها به قاليهاى سده شانزدهم « هولباين - Holbein » از آسياى صغير قابل‌ملاحظه است و پيداست كه اينها تداوم قاليچه‌هاى دوره تيمورى است . دو قالى ديگر بر روى نگاره‌هاى بهزاد و چادر و سايبانى در پسزمينه ، سبك متأخر نقوش اسليمى را فرا مىنمايد . ( بطوركلى نقوش سايبانى و يا چادر حتى در دوره صفويه رابطه نزديك با قاليها داشتند . متأسفانه ، مثل مورد قاليهاى مصور در نگاره‌ها ، چگونگى ساخت و يا مواد آنها روشن نيست . كاربرد آنها نشان مىدهد كه از ابريشم و يا كتان زربفت بافته مىشده‌اند ) . تفاوت بين اينها و قاليهاى هندسى در پيشزمينه معلوم است . نقوش ريز مكرر به آرايش متقارن پيچيده و چهار جزئى گسترده انجاميده است . خطوط ترسيمى زمينه داخلى ، نيم‌دايره‌هاى ترسيمى و دواير و چندبرگيها و ترنجيها و بيضىها را فرو پوشانده است . اين اشكال تا حدودى درهم ادغام شده ، از اينرو بخشهايى را شكل داده كه از راه رنگ‌آميزى و طراحى اسليمى به منظور پركردن ، به صورت مستقل و مجزائى جلوه يافته است . نقش مكرر از پيچكهاى مواج دلچسب جاى حاشيه كوفى رسمى آن را گرفته است . در پسزمينه سايبان يا چادر ، ترنجى در قطعه ميانى نقش بسته است . نوآوريهاى ديگر عبارتست از قاليچه‌ها و چادرهايى با ترنجيهاى تقريبا مجزا در مركز و قطعات