دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

361

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

شناخت خويش يكى مىشود ؛ يعنى عاقل در لحظهء دريافت معقول با معقول كه فىالواقع حقيقت آنست ، همساز و يكى مىگردد . شناخت فقط از طريق اين اتحاد مقدور است . ملاصدرا براى اثبات امكان اين اتحاد بايد وجود ساحت مستقلى از حقيقت را ثابت مىكرد كه به تعبير او وجود ذهنى ناميده مىشود . ملاصدرا نخستين فيلسوف مسلمان است كه به اين مسأله توجه كرده و همه حقيقت اين ساحت را به فحص و تحليل گرفته است . درواقع ابو الحسن عامرى و بعضى ديگر از صوفيان به اتحاد عاقل و معقول اشاره كرده‌اند ، ولى در اينجا ملاصدرا همچون جاهاى ديگر كسى است كه براى نخستين‌بار استدلالهايى را براى آن عرضه كرد و آن را به سن‌تز متافيزيكى وسيعى پيوند زد . پيدا كردن نشانه‌هايى از اين و ساير عقايد در آثار پيشين فلسفى به هيچ‌وجه از نبوغ ملاصدرا نمىكاهد ، چون مسأله مهم اينست كه اين عقايد به چسان در يك نظام فكرى جديد ارائه شود . همچنانكه ارسطو اعلام كرده در قلمرو ماوراء الطبيعت در زير اين آفتاب چيز تازه‌اى وجود ندارد . كافى است كه بررسى ملاصدرا را از اين قضيه با آنچه در منابع قديمى اسلامى آمده مقايسه كنيم و آنوقت به حقيقت آنچه او حاصل كرده پىمىبريم . ذهن در نظر ملاصدرا يك تابيولاراسا ( Tabula rasa ) و يا لوحه‌اى كه اين « عقايد » در آن حك شده باشد ، نبود . ذهن داراى قوه‌ها و قدرتهايى است كه يكى از آنها اشكال را خلق مىكند و اين قوه همان قوه « خيال » در نزد حكما بود . ملاصدرا همچون ابن عربى معتقد به متخلّيه خلاقه بود كه ذهن بوسيله آن مىتواند اشكال را با روشى خلق كند كه ذات باريتعالى با آن و با قدرت خلاقه‌اش به اشياء جان بخشيده است . شناخت و معرفت از شكل ظاهرى « ورود » به مغز حاصل نمىشود بلكه در اين شكل ظاهرى موقعيتى را براى ذهن فراهم مىسازد تا به خلاقيت بپردازد ( البته براساس تجريد كه براى شيئى در نظر گرفته شده است ) . اين عمل به نوبهء خود مرتبه وجود خود عاقل را تغيير مىدهد . بنابراين شناخت و معرفت غيرقابل تفكيك از وجود است و تأثير خود را بر وجود عاقل اعمال مىكند . تهذيب و يا تجريد قوه تخيل نقشى اساسى در نظريه معادشناسى صدر الدين دارد . ملاصدرا در آخرين سفر از كتاب اسفار و نيز در رساله‌اى مجزا دربارهء آخرت و معاد و مخصوصا در شرحى مفصل به گونه حاشيه‌اى بر حكمت اشراق ، به نحوى كامل مفهوم باطنى نظريه اسلامى آخرت و معاد را به بحث مىگيرد « 1 » . نوشته‌هاى او دربارهء معاد احتمالا كاملترين و منظم‌ترين آثار اسلامى در اين وادى است و نظريه مسلمانان در مقايسه با هندوان و بودائيان ، بطوركلى مؤجز و

--> ( 1 ) - كربن ، " Le Theme " .