دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

348

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

شهرت دارد . امّا اين تخلص نيز حاوى مفهوم فلسفى است و آشكارا وابستگى و تعلق خاطر او را به حكمت اشراق فرامىنمايد . تاريخ تولد ميرداماد به يقين معلوم نيست : در نخبة العقال سيد جمال الدين حسينى بروجردى سال 969 / 2 - 1561 آمده و اين تاريخ با توجه به تاريخ مرگ او و مدت عمر تقريبىاش درست مىنمايد . تعليم و تربيت او بيشتر در مشهد و احتمالا در اراك گذشته و استادان معروف او افرادى چون شيخ عز الدين حسين بن عبد الصمد پدر شيخ بهائى و مير فخر الدين سماكى ( معلم علوم عقليه او ) بودند « 1 » . ميرداماد بارها ايران را گشت و از قزوين ، كاشان و مشهد ديدن كرد و در سفر عراق همراه شاه صفى بود و در سال 1040 / 1 - 1630 درهمانجا درگذشت ؛ او در نجف در جوار آرامگاه امام على ( ع ) دفن شد و مرقدش زيارتگاه اهل دل است . امكان شكوفائى ميرداماد در علوم عقليه و مخصوصا حكمت بسيار بود چون در اين علوم تبحر و قريحه‌اى خاص داشت و اعتبار و منزلت قابل‌ملاحظه‌اى در اين علوم نسبت به فقها و متكلمان ديگر و نيز از شاه بدست آورد . او زندگى پر از زهد و تقوا داشت و گفته شده كه هرشب نصف قرآن را تلاوت مىكرده است . اكثر اشعارش در نعت پيامبر ( ص ) و امام على ( ع ) است مثل رباعى زير كه در نعت پيامبر اسلام است : اى ختم رسل دوكون پيرايهء تست * افلاك يكى منبر نه پايهء تست گر شخص ترا سايه نيفتد چه عجب * تو نورى و آفتاب خود سايه تست ميرداماد در آثار فارسىاش ، جذاوت ، با شعرى شروع مىكند كه به‌نام على است : اى عَلَم ملت و نفسى رسول * حلقه‌كش علم تو گوش عقول اى به تو مختوم كتاب وجود * وى به تو مرجوع حساب وجود داغ‌كش نامه تو مشك ناب * جزيه ده سايه تو آفتاب تعصب مذهبى ميرداماد به قدرى شديد بود كه گاهى احياى حكمت و خرد ابن سينا و سهروردى را در او تحت الشعاع قرار داده است . به اين عنصر بايد پيچيدگى و غموض نوشته‌هايش را نيز افزود كه مبتديان را از مفاهيم آن محروم مىسازد و باعث مىشود كه علم حكمت را بدون مخالفتى از سوى علما برافرازد . تاكنون هيچ‌يك از فيلسوفان و فرزانگان مسلمان اين گونه با سبكى

--> ( 1 ) - گزارشى از زندگينامه و تعاليم و تعليمات او تقريبا در همه تراجم احوال و تواريخ همچون لؤلؤة البحرين ، مستدرك الوسائل و روضات الجنات و همچنين در منابع معاصرى چون اعيان الشيعه و ريحانة الادب آمده است .