دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

339

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

مشارق الانوار ، منعكس شد . بر اهميت آثار اين بزرگواران در تأثيرگذارى بر آثار دوره صفوى بايد بيش‌ازحد بها داد ، چون همين افراد بودند كه نظريات حكمت ابن عربى را وارد تشيع كردند و در قلمرو حيات فكرى تشيع زمينه را براى نام‌آوران صفوى مهيا ساختند تا در چارچوب تشيع اثنى عشرى به آميزه‌اى از فلسفه كلام و عرفان دست يابند . در مورد كلام شيعى هم بايد گفت كه با تجريد نصير الدين طوسى به اوج خود رسيد . در سده‌هاى بعد تا دوره صفوى تعداد زيادى از شروح و تفاسير از سوى متكلمان شيعى نوشته شد و ضمنا متكلمان سنى ايران هم مانند تفتازانى و دوانى - دست‌كم در دوره پسين خود - كلام اشعرى را توسعه دادند و بدست فخر الدين رازى به اوج خود رسيد . فىالواقع اين متكلمان صريح اللهجه كه رقباى فيلسوفان بودند از بسيارى جهات بين متفكران و متكلمان شيعه مؤثر واقع شدند . فلسفه و كلام هم در اين قلمرو بهم نزديك شدند . مشكل بتوان دريافت كه اثر ويژه‌اى از سيد شريف جرجانى و يا جلال الدين دوانى بيشتر كلام است يا فلسفه ، به‌علاوه بعضى از شروح و تفاسير تجريد از قبيل شرح فخرى و مخصوصا شرح سماكى كه بر ميرداماد تأثير گذاشت ، حاوى مضامينى بودند كه درواقع تعلق به فلسفه و حكمت داشتند و فيلسوفان دوره صفوى آنها را اقتباس كردند . يك سلسله از شروح تجريد كه اصلا و بطور كامل بررسى نشده‌اند ، منبع تعدادى از عناصر مهم فلسفه صفوى است . از همين زمينه وسيع فكرى ، بتدريج گرايشى به تركيب و تلفيق مكاتب مختلف تفكر اسلامى در زمينه و بافت تشيع حاصل شد كه ساختار درونى آن در رشد فلسفه و حكمت الهى سنتى راهگشا بود و در سده دهم / شانزدهم و يازدهم / هفدهم به نهايت رونق خود رسيد . ظهور صفويان كه سبب اشاعه تشيع در ايران شد و اوضاع ثابت و آرامى را بوجود آورد و موجب تشويق و حمايت علوم مذهبى گشت ( و در تشيع همواره علوم عقليه پايگاه خاصى داشتند ) نزديك به چهار قرن توسعه و تحول فكرى پديد آورد و شخصيتهاى برجسته‌اى چون ميرداماد و صدر الدين شيرازى معروف به ملاصدرا ، بنايى از تفكر و انديشه برپا كردند كه پايه‌هاى آن تعاليم ابن سينا ، سهروردى و ابن عربى بود و اصول ويژه تشيع را كه برگرفته از قرآن و سنن و احاديث پيامبر و ائمه بود به اوج كمال رساندند . آميزه و تركيبى كه حاصل شد منعكس‌كننده هزاره حيات فكرى اسلامى بود .