دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

340

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

احياى معارف مذهبى در دورهء صفوى صفويان بنا به دلايل مذهبى و سياسى از همان آغاز سلطنت شاه اسماعيل به ترويج مطالعات شيعى و تشويق مهاجرت علماى شيعه از ساير سرزمينها به ايران پرداختند . اين علماى غيرايرانى ، عرب بودند كه از منطقه جبل عامل لبنان امروزى و سوريه و بحرين ( در اصطلاح آن روزگار نه فقط خود جزيره بلكه سواحل پيرامون آن‌را نيز شامل مىشد ) به ايران مهاجرت كردند . ازاين دو منطقه كه مأمن معارف شيعى بود علماى زيادى وارد ايران شدند و دو اثر شرح‌حالى به‌نام لؤلؤة البحرين نوشتهء يوسف بن احمد البحرانى و امل الآمل فى علماء جبل عامل تأليف محمد بن حسن الحّر العاملى من حيث المجموع به علماى بحرين و جبل عامل پرداخته‌اند . افرادى چون شيخ على بن عبد العال كركى ، شيخ بهاء الدين عاملى و پدر او شيخ حسين شاگرد شهيد ثانى و نعمت اللّه جزائرى همه از نژاد عرب بودند و معروفترين نامها در ميان تعداد زيادى از علماى شيعه و متألهين برشمرده مىشدند كه در نوزائى معارف مذهبى شيعه در دوره صفويان دست داشتند . مىگويند و حتى بعضى از منابع موثق چون براون و قزوينى تأكيد دارند كه رونق معارف مذهبى و كلامى در دوره صفويان ، علوم و ادبيات و حتى تصوف را سركوب كرد . البته اين يك روى سكه است و اوضاع پيشين و آنچه واقعا در اين زمينه‌ها اتفاق افتاده بود ناديده گرفته شده است . تأكيد بر مطالعه شريعت و كلام كه به اتحاد ايران شيعى انجاميد ، تا نيمه دوم سده يازدهم / هفدهم كه واكنشى در مقابل تصوف صورت گرفت فعاليت ساير حوزه‌ها را از تكاپو نينداخت . در زمينه ادبيات هم واقعيت اينست كه اين دوره شعرايى چون حافظ و سعدى پرورش نداد ، ولى شعرايى همچون صائب تبريزى ، كليم كاشانى و شيخ بهائى ( بهاء الدين عاملى ) را نمىتوان به سادگى كنار گذاشت و ناديده گرفت . افزون‌براين ، در اين دوره دو نوع شعر به حال‌وهواى جديدى از تكامل دست يافت : شعرى كه با زندگى ، آلام و فضايل ائمه شيعه سروكار داشت كه مخصوصا با نام محتشم كاشانى پيوند خورده و اشعارى كه در آن به تعاليم نظرى عرفان و نيز حكمت پرداخته شد . در مورد دوم ، دوره صفوى شاهد اين واقعيت دل‌انگيز بود كه فيلسوفان و عرفاى بزرگ نيز در جاى خود شاعر بودند و اشعار بعضى از آنها از كيفيت و تراز والائى برخوردار است . در قلمرو علوم ، سابقا با ورود سلجوقيان زوالى در علوم اسلامى چهره نموده بود و پس از آن نصير الدين طوسى و مكتب مراغه او جانى ديگر به علوم رياضى بخشيد . در اوايل دوره صفوى اين سنت رياضيات و نجوم پيگيرى شد و مركز آن هم در سده دهم / شانزدهم هرات بود . امّا در