دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

261

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

تجار هندى حتى در امر تجارت ادويه هم مقهور تجار هلندى نشدند چون آنها « بطور سنتى با ايران و مكه تجارت قابل‌ملاحظه‌اى داشتند . » در دهه 1670 م . نام عبد الغفور و احمد چلبى به عنوان كشتىداران بندرعباس و جاهاى ديگر بارها ذكرشده و اينها يك از دهها نفر بوده‌اند كه اسمشان برده شده است . فعاليتها و اعمال تجاوزكارانه اعراب مسقط در اواخر اين قرن امنيت كشتىرانى خليج فارس را بهم ريخت و تجارت محلى با كشتىهاى اروپائى ، چه كشتىهاى رسمى كمپانى و چه كشتىهاى خصوصى تاجران انگليسى و هلندى صورت گرفت . برآورد اين تجارت خصوصى دشوار است ولى شواهد حاكى از آنست كه تجارتى قابل‌ملاحظه و پرسود بوده است . بيشتر كشتىهاى محلى از بنادر هندى مىآمدند ، مخصوصا از سورات كه تحت نظارت مقامات حكومت مغولى هند بود . ازاينرو در خلال دشمنى بر سر قندهار در سال 1648 م . حكم و توقيف كشتىهايى كه به سوى ايران مىرفتند صادر شد . گاهى كشتىرانى هند كه براى تاجران انگليسى در ايران ترتيب داده مىشد ، داراى امتيازات ويژه‌اى بود ، مثل امتيازاتى كه براى ميرجملا قائل شدند و كشتىهاى او از گل‌كنده بدون حقوق گمركى وارد ايران مىگشتند . گاهى هم اجناسى از بنادر دوردست بوسيله كشتى وارد مىشد و دراين‌مورد چين مثال خوبى است چون ظروف چينى درسرتاسر دوره صفوى از شهرت بسزائى در ايران برخوردار بود . اغلب اوقات كشتىرانى هند شرقى نظير كشتى بنگال سال 1678 م . ، با ناخدايى فردى انگليسى به‌نام آندرسن بود كه با خود ادويه مىآورد . در دهه 1660 م . با سيام هم مقدارى مبادلات تجارى صورت گرفت . افزون‌براين ، در اطراف شبه جزيره عربستان و به موازات خليج فارس تا بصره تجارت محلى برقرار بود . در كرانه‌هاى ساحلى ، ماهيگيرى و تجارت كالاهاى متعدد در حد و حجم قابل اعتنايى به تجارت منطقه كمك مىرساند . ج - تجارت زمينى 1 - تركيه گفته‌شده كه « تجارت ابريشم بين ايران و تركيه عامل عمده‌اى در امور اقتصادى هردو مملكت بود . صنعت ابريشم‌كارى عثمانى وابستگى تام به ابريشم ايران داشت ؛ از اينها گذشته ، اين تجارت سالانه چيزى در حدود 70000 آلتون وارد خزانه مملكت مىكرد . در ايران ، پشتوانه سكه رايج نقره و طلا از بازارهاى عثمانى حاصل مىشد . « 1 » » اين امر در مورد سده شانزدهم

--> ( 1 ) - خليل اينالچيك ، « بورسه و بازرگانى مديترانه » در مجله JESHO ، جلد 3 ( 1960 م . ) صص 47 - 131 .