دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

25

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

قراقويونلو و ابو سعيد تيمورى زنده نبودند ، خنثى سازد . درواقع چنين مىنمايد كه جعفر برادرزاده ارشد خود را در اردبيل پذيرفته و وجود او را تحمل كرده است . شيخ جعفر كه خود فردى فرهيخته و عالم بوده ، تربيت مذهبى حيدر را كه در آمد توجه چندانى بدان نشده بوده ، مغفول نهاده و يا كمتر به دو پرداخته است . در حيدر عشق به سلاح و سپاه كه از القائات اوزون حسن بوده ، همراه با تمايل طبيعى خودش ، شديدا ريشه دوانده بود . شايد هم سياسى شدن روزافزون طريقت صفوى مانع از تحول روح و روان او شده است . اگر دچار اشتباه نشويم ، بايد تصوير حيدر را به گونه تصوير فرزند يكى از شاهان دنيوى ترسيم كنيم تا رهبر آينده يك طريقت صوفيانه . « او به‌جاى درس و مشق ، روى اسب مىنشست و به‌جاى خواندن رسالات عارفانه به مطالعه داستانهاى افسانه‌اى مىپرداخت » : با اين كلمات است كه فضل اللّه روزبهان خنجى او را توصيف مىكند « 1 » و ضمنا بر جسارت و جنگاوريش تأكيد مىورزد . ازاينرو جاى شگفتى نيست كه در زمان رهبرى حيدر ، دنيوى شدن طريقت شتاب گيرد و نظامى شدن آن به اوج خود برسد . علامت ظاهرى اين تحول را مىتوان در جامه‌هاى هم‌شكل اعضاى طريقت مشاهده كرد كه شيخ حيدر آن را متداول كرده است . ويژگى خاص آن دستارى سرخرنگ با دوازده ترك معروف به تاج حيدرى بود . دشمنان آنها صاحبان اين نوع كلاه را قزلباشلار ( قزلباشان ) ناميدند و چيزى نگذشت كه خود آنها اين عنوان را با افتخار تمام بر خود بستند . بىترديد نام قزلباش كه به پيروان شيوخ اردبيلى اطلاق مىشد ، همراه با رواج دستار قرمز ، منشأ در دوره حيدر داشت . اين كلمه در كتاب ديار بكريه نوشته طهرانى كه در سال 1470 م . تكميل شده ، ديده نمىشود . ولى پانزده سال بعد روزبهان خنجى آن را در مفهوم موهنى به كار گرفت . ليكن چه در آن دوره كه اين مطلب درونمايهء مذهبى به خود گرفت و مخالفان مذهب شيعه آن را محكوم ساختند و يا موافقان به هوادارى از آن پرداختند و چه اين طرح بعدها تحت شرايط خاصى به ادوار كهن منسوب شد ، بهرحال نمىتوان با قطعيت اعلام داشت كه حيدر در اين زمينه براساس اوامر امام على ( ع ) در خواب ، به اين كار دست يازيده است ( چه اين تبيين را بپذيريم و چه نپذيريم ) . اگر كسى اين دوازده ترك را به دوازده امام نسبت دهد ( چنانچه اين كار هم صورت گرفته ) الزاما حاكى از اعتقادات شيعى نيست ، چون دوازده امام در اسلام مردمى آن روزگار هم جايگاهى ويژه داشتند . حتى سنى تنگ‌نظرى همچون فضل اللّه خنجى هم شعرى در مدح دوازده

--> ( 1 ) - مينورسكى ، 1490 - 1478 . Persia in A . D ، ص 66 .