دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

26

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

امام دارد كه بدست ما رسيده است « 1 » . بدين‌ترتيب وارد مسأله اعتقادات مذهبى شيخ حيدر مىشويم . آيا او يك نفر شيعه بوده يا نه ؟ چنانچه برنگريستيم وى در دهسال نخستين عمر خود درآمد اصلا تعاليم مذهبى نداشته است و البته شيعه جاى خود دارد . در اردبيل هم با شيخ جعفر ارتباط برقرار كرد كه تسنّن او چون‌وچرا ناپذير است ( البته عقايد او را نبايد با معيارهاى تسنن رسمى سنجيد بلكه بايد از ديدگاه اعتدالى اسلام مردمى بدان نگريست ) . همچنين ، فقط خنجى است كه تسنّن حيدر را به چون‌وچرا گرفته و حتى او را به تشيع متهم نكرده و معتقد است كه پيروان احمق آنها جنيد را در مقام معبود و فرزند او حيدر را در مقام فرزند معبودى مىستايند . طبيعى است كه نفوذ پيروان پدر حيدر در زمان اقامت در اردبيل ، بهترين دليلى است كه او را به طرف مذهب تشيع سوق داده است . واقعيت اينست كه هواداران تركمان صفويان هنگامىكه شنيدند كه شيخ جوان همچون پدرش بدنبال گردآورى مجاهدان است در اردبيل گرد آمدند و اين امر احتمالا پس از زوال اويماق ( اتحاديه ) قراقويونلو در سال 872 / 1467 بوده و عناصر تشكل آن در اين ايام پىجوى روابط جديدى با شيوخ اردبيل بودند . در اينجا دليل نفوذ بيش‌ازحد تركمانان در حيدر روشن مىشود و حال آنكه اشتياق مذهبى هم عاملى ديگر بوده است - امّا البته نه الزاما مذهب تشيع . عقايد اسلام مردمى با پيوندهاى كم‌وبيش شيعى با مفهوم غزا تلفيق يافت و مبين اين فرآيند شد . در اينجا مىتوان با قطعيت مفهوم غزا را به درايت نظامى فردى چون شيخ حيدر نسبت داد . حيدر نيز در سرزمين چركس‌ها به جهاد و غزا پرداخت . او دوبار براساس نقشه‌اى كه كشيده بود در سال 888 / 1483 و 892 / 1487 دست به اين لشكركشىها زد . در سومين لشكركشى در سال 893 / 1488 نيازى به درگيرى نبود چون به حيدر رخصت دادند كه از شروان عبور كند امّا هنگامىكه براى انتقام‌گيرى قتل پدر به شماخى حمله برد با فرخ‌يسار درگير شد كه در سال 867 / 1462 جاى شروانشاه خليل اللّه را گرفته بود . شروانشاه با قواى كمكى آق‌قويونلو كه از سوى سلطان يعقوب فرستاده شده بود ، شاهد پيروزى را به آغوش كشيد . شيخ حيدر در جنگ 29 رجب 893 / 9 ژوئيه 1488 در طبرسران در نقطه‌اى كه دور از مقتل پدرش در سال 864 / 1460 نبود ، فرو افتاد « 2 » .

--> ( 1 ) - م . آ . خنجى ، « فضل اللّه بن روزبهانى خنجى » در FIZ ، جلد 4 ( 1335 ) . ص 178 به بعد . ( 2 ) - سيورى ، « حيدر » در EI ، چاپ دوم ، استنتاج مىكند كه حيدر به دليل كمك و دستيارى آق‌قويونلوها از حاكم شروان در مقايسه با پدر خويش نيروهاى قويترى در اختيار داشت و حال آنكه شروانشاه بدون كمك بيرونى ، پدر او را از پاى درآورد .