دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
244
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
منافع خود را بر طبق آن با انگلستان تأمين مىكرد . شايد هم ( و بعيد نيست همينطور هم باشد ) تجديد خصومت بين ايرانيان و تركان بر سر بغداد و ناآرامى در آناتولى تأثيرى معكوس در تجارت داشته و مسأله ايجاد بازارهاى جايگزين را پيش كشيده است . پرتقاليها كه هرمز را از دست داده بودند هنوز سواحل ايرانى را درمىنورديد و با كشتىهاى خود در آن دخالت مىكردند ، ازاينرو حفظ اين سواحل از ضروريات بود . شكست و ناكامى فرانسه به سرپرستى لوئى دوهى ( Louis des Hayes ) بارون دوكورمنن ، كه باب روابط ديپلماسى و بازرگانى ايران و فرانسه را گشود و در سال 1626 م . تحقق يافت ، در كنار مخالفت عليه ارمنيان در مارسى ، احتمالا شاه را وادار ساخت تا روى كمك فرانسويان حساب كند . مأموريتهاى انگليس و هلند هم قرين موفقيت نبود و هردو نوعى كمديادولارته در كسوت ايرانى بودند . جواب انگليس سفارت سر دادمور كاتن بود كه گزارش آنرا تامس هربرت نوشته است ، امّا جز پيشنهاد مناسبات دوستانه و روابط مودتآميز حاصلى نداشت . قرارداد هلند و ايران كه بالاخره در 7 فوريه 1 - 1630 در هلند به امضاء رسيد تشريفاتىتر از توافقنامه سال 1624 م . ايران بود « 1 » . ه - شاه عباس و تشويق تجار ارمنى در قلمرو تجارت داخلى در اين دوره دو امر عمده بايسته توجه است : بهبود و اصلاح اوضاع تجارت داخلى و نقش و سهم ارمنيان . شكوفائى حملونقل تجارى متكى بر امكانات رفاهى و تسهيلات تجار و امنيت راهها بود . البته يقين نيست كه همه اصلاح امور تجارت را به شاه عباس كه درواقع بسيار سنجيده عمل مىكرد ، نسبت بدهيم ، بلكه گمان مىرود كه علاقه و توجه او موجب شكوفائى و رشد امور عمومى در سرتاسر ايران شده است . بىترديد در بعضى موارد ابتكار عمليات و هزينهها در اختيار حكام ايالات بوده است . گاهى اوقات عمارتها نيز با رقابت شخصيتها برپا مىشد ، مثلا مىتوان شاهكار زيباى معمارى اللهورديخان يعنى پل او را بر روى زايندهرود اصفهان ذكر كرد . افزايش شبكه كاروانسراها در فواصل مختلف راههاى تجارى اصلى ، ايجاد يك سلسله از پلها بر روى رودخانه در جاهاى استراتژيك ، تعمير جادهها مثل سنگفرش راههايى كه در ايالات شمالى ايران ، گيلان و مازندران و مركز ايران ساخته شد و بازارسازيهاى مسقف كه يكى از آنها در اصفهان باقى است و اينهمه نتيجه توجه خاص به امر تجارت بود .
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به دانلپ ، Bronnen ، صص 82 - 677 .