دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
236
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
افتاد . ثانيا سررابرت شرلى از سفر نوميدكننده اروپائىاش برگشت و در اندك مدتى بار ديگر به اروپا اعزام شد و در ابتدا به مأموريت اسپانيا رفت . او سه هدف عمده داشت : فراخوانى دوباره به اتحاد ، تأييد دوباره سلطه اسپانيائى بر هرمز ولى با حفظ ادعاهاى ايران در منطقه ، و تجديد پيشنهادهايى براى تجارت . ثالثا دو نفر انگليسى از سوى شوراى كمپانى هند شرقى در سورات به اصفهان وارد شدند تا امكانات تجارت با ايران را بررسى كنند . كمپانى انگليس كه در سال 1612 م . با همه مخالفتهاى پرتقاليان در سورات مستقر شده بود ، نتوانست بازارهاى معتبرى براى كالاى كلان پارچه خود كه از مهمترين اقلام صادراتى انگليس بود ، پيدا كند و لذا به دنبال بازارهاى ديگرى بود . شاه كه از شكست خود در اقناع اسپانيا براى راهاندازى تجارت ناراحت بود و هنوز نمىخواست اتكاى خود را بر مجارى صادراتى تحت نظارت تركان به صحه بگذارد از فرصت بدستآمده براى تجارت استفاده كرد و اجازه و امتيازات لازمه را به كمپانى انگليسى واگذار نمود . شايد ملاحظه و ديدگاه اصلى وى اين بود كه از وجود انگليسىها براى ايجاد موازنه در هرمز در مقابل پرتقاليها استفاده كند و از يكى عليه ديگرى بهره بگيرد . او همچنين درپى تدارك تسليحات بود كه در مقابل تركان بدان نياز داشت و پرتقاليان از عرضه آن به شاه امتناع ورزيده بودند . بهرتقدير عليرغم عدمعلاقه سر تامس رو ( Sir Thomas Roe ) سفير انگليس در دربار مغولان اعظم ، نخستين گروه از تجار انگليسى در 4 دسامبر 1616 م . وارد بندر جاسك شدند تا تجارت با ايران را شروع كنند . رو از گرايشهاى پرتقاليها و تركان آگاه بود و مىدانست كه با استقرار تجارت انگليس در ايران منافع آنها به خطر مىافتد و براى جلوگيرى از آن به ضد حملههايى دست مىيازند . سفير در اين فكر بود كه با برقرارى صلح بين ايران و تركان ، تجارت به مجارى سنتى سابق خود برگردد و شاه علائق خود را از جنوب ايران قطع كند . او نسبت به حجم تجارتى كه هزينهها را تأمين كند و موجب مبادله كافى امتعه شود و يا سود كافى داشته باشد ، مظنون بود . احتياط او منطقى بود . با اينكه شاه عباس نهايت تلاش خود را به كار بسته بود ، ولى وضع مملكت هنوز به حالت عادى برنگشته بود . شاه هنوز حاميان زيادى نداشت و به مقاصد خانواده و دربار خود مظنون بود و قتل فرزند ارشدش بدست خود او حكايت از همين اوضاع داشت . همه دربار موافق جنگ ايران با تركان تا نقطه پيروزى نهايى نبودند و برخى به صلحى اشاره مىكردند كه بابطبع شاه نبود . ارزش پول شديدا كاهش يافته بود و فقط خود شاه بود كه در حد مقبول دست به تجارت مىزد . بحران زدوده شد و شاه بيشازپيش قدرتمند گرديد . قرارداد صلح با تركان در سال 1027 / 1618 با شرايط قابل قبولى منعقد شد و جنگ طولانى