دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

208

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

كمپانى و نه لوئى چهاردهم ، هيچكدام هديه‌اى براى شاه نفرستادند ؛ بعدها هم تلاشى براى انعقاد قراردادى به منظور تأييد و تنفيذ اين حقوق صورت نگرفت . شركت بعدها براى اصلاح امور يكى از مأموران عاليرتبه خود را از سورات اعزام داشت ولى او در راه مرد و جايش را مردى جوان و بىتجربه به‌نام دوژونشر ( De Joncheres ) گرفت . درنتيجه حكومت ايران فعاليتها و اقدامات دوژونشر را چندان جدى نگرفت و كمپانى هند شرقى انگليس از اين موقعيت استفاده كرد . امّا با كمك پىير رافائل دومان و يك فرانسوى ديگر به‌نام لوئى داتوال ( Louis de Estoile ) كه پدرش در اصفهان اقامت داشت ، بالاخره او حق تجارت آزاد را براى كمپانى تحصيل كرد ولى اين حق با هيچ نوع امتياز اضافى همراه نبود . از اينها گذشته ، اين كمپانى با مخالفت‌هاى شديد كمپانى هند شرقى انگليس و هلند وضع نامساعدى پيدا كرد . ژان شاردن ، زرگر پروتستان فرانسوى ( Huguenot ) نخستين‌بار در سال 1665 م . وارد ايران شد . شاردن مدت ده سال ، بيشتر در اصفهان ، بسر برد ( تا سال 1677 م . ) و اطلاعات ذيقيمت و گسترده‌اى راجع‌به ايران ، شهرها و مردم و طرز زندگى آنها گردآورى كرد . سفرنامه او درواقع گنجينه‌اى از اطلاعات درباره ايران اواخر سده هفدهم است . گيبون ، شاردن را سردسته « تمام سياحان قرن مزبور » مىداند « 1 » ، تجليلى كه واقعا بر او مىبرازد . گزارش شاردن درباره اصفهان از نكات ويژه‌اى برخوردار است « 2 » . او همراه دوست خود هربرت دوياگر ( Herbert de Jager ) از كمپانى هند شرقى ، در كوچه پس‌كوچه‌هاى شهر راه مىافتادند و هرآنچه را كه جالب نظر بوده ، يادداشت مىكردند . دوياگر نيز يادداشتهاى جداگانه‌اى تهيه كرد ولى توصيف او از اصفهان را نمىتوان امروزه با وضع موجود اين شهر تطبيق داد و فقط گزارش او از تخت جمشيد قابل تطبيق است « 3 » . اما اصفهان با توجه به سفرنامه شاردن تغيير چندانى نيافته و هنوز مىتوان آن‌را كتاب راهنمايى براى اكثر محلات و بخشهاى آن دانست . درباره خود دوياگر چند كلمه بايد دانست . او كه طبيب بود ، طبابت را در هند شرقى تحصيل كرد و سپس از طرف كمپانى هند شرقى فرانسه به ايران اعزام شد . او زبانشناس برجسته‌اى بود و بر تعدادى از زبانهاى شرقى و ساير السنه تسلط داشت . شاردن او را بدينسان توصيف مىكند « 4 » : « با هربرت دوياگر كه مرد دانشمند بزرگى است عقد مودت مخصوص بستم . در وصف لياقت

--> ( 1 ) - گيبون ، انحطاط و سقوط ، جلد 6 ، ص 365 . ( 2 ) - شاردن ، جلد 7 ، صص 492 - 273 و جلد 8 ، صص 143 - 1 . ( 3 ) - در كتاب از ف . والنتين ، Oude en Nieuw Oost - Indien ( آمستردام ، 1726 م . ) . ( 4 ) - شاردن ، جلد 7 ، صص 8 - 287 .