دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

204

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

گرمى پذيرفت و رابرت شرلى را به جبران رفتار ناپسند نقدعلىبيك با او ، نواخت و از او اظهار رضامندى كرد . ولى ازآن‌پس رفتار شاه تغيير يافت و اين تغيير رفتار در نتيجه خصومت محمد على بيك وزير اعظم با هيأت سياسى انگلستان بود كه بنا به ادعاى هربرت ، محمد على بيك براى اين كار رشوه دريافت كرده بود . سردادمور كاتن و همراهان و رابرت شرلى و همسرش در موقع بازگشت شاه به قزوين او را همراهى كردند . سردادمور پس از رسيدن به قزوين از مذاكرات خود با شاه نتيجه‌اى نگرفت و حال آنكه شاه عباس برغم خدمات صادقانه رابرت شرلى با او رفتارى خشن در پيش گرفت كه موجب دلشكستگى و بيمارى و مرگ او شد . يك هفته بعد هم سردادمور جان به جان‌آفرين تسليم كرد و هيأت سياسى بالاجبار به انگلستان برگشت . هربرت از اين هيأت سياسى گزارشى خواندنى و جذاب با توصيفات سرگرم‌كننده وقايع شيراز و جاهاى ديگر نوشت ؛ رابرت استادرت ( Robert Stddart ) عضو ديگر اين هيأت ، گزارشى كسالت‌آور از آن نگاشت . تا اين زمان فرانسه تماس اندكى با ايران داشت . عاليجناب پرژوزف دوپارى ( Per Joseph deparis ) يكى از كاردينالهاى مشهور به موفقيت‌هاى كمپانيهاى هند شرقى هلند و انگليس اشاره كرد و اعلام داشت كه فرانسه هم بايد از آنها تبعيت‌كرده و به‌عنوان يكى از قدرتهاى اروپا به منافع ماوراى بحار خود بيانديشد . او استنتاج كرد كه ايران مىبايد يكى از سكوهاى پرتاب فرانسه در رخنه به شرق باشد . پرژوزف و كاردينال ريشيليو كه نظرات مشتركى داشتند و مطلع بودند كه اوگوستينىهاى ايران فقط از پرتقالند و ميسيون‌هاى كرمليتى هم اسپانيولى و يا ايتاليائىاند ، لذا در سال 1627 م . پىير پاسيفيك دوپروانس ( Pere Pacifique de Provins ) از فرقه كاپوسن ( Capuchin ) را به‌عنوان سفير نزد شاه عباس فرستاد تاميسيونهاى كاپوسن هم در اصفهان و جاهاى ديگر به فعاليت بپردازند . شاه اين درخواست را به راحتى پذيرفت و درنتيجه كاپوسن‌ها هم هيأتى را در اصفهان و يكى هم در بغداد ( كه در دست ايران بود ) مستقر ساختند . از آن زمان به بعد رؤساى كاپوسن‌ها در ايران فىالواقع نمايندگان پادشاه فرانسه برشمرده مىشدند . با اينكه ايران پس‌از شكوفائى غريب و شگفت‌انگيزش در زمان شاه عباس ، بعد از مرگ او در ژانويه 1629 م . رو به قهقرا رفت « 1 » . ولى در روابط آن با غرب خدشه‌اى وارد نشد . ميسيونرهاى اوگوستينى ، كرمليتى و كاپوسنى به رفت‌وآمد مشغول بودند و اين وضعيت در مورد نمايندگان و مستخدمان كمپانيهاى هند شرقى انگليس و هلند هم برقرار بود . از اينها گذشته ، در سال 1636 م .

--> ( 1 ) - شاردن ، جلد 3 ، ص 291 : « پس از مرگ شاه بزرگ ، سعادت و شكوفائى ايران متوقف شد . »