دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
173
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
بدانها اعتمادى نكند . بنابراين از رده گرجيان و چركسيان ( مذكور در بالا ) چندين واحد سپاه ثابت تشكيل داد كه فقط به او وابسته بودند و حقوقشان هم مستقيما از خزانه سلطنتى پرداخت مىشد . اين افراد « غلامان » شاه ناميده مىشدند . اين تصميم مبتنى بر آن بود كه مىبايد براى خزانه سلطنتى ، منبع جديد عايدات پديد مىآمد . تاكنون حقوق سپاهيان قزلباش را كه بخش اعظم قواى صفوى را تشكيل مىدادند ، رؤساى تركمانان آنها پرداخت مىكردند كه اشرافيت نظامى دولت متقدم صفوى را تشكيل مىدادند و حكومت ايالات در دست آنها بود . حكومت ايالات تقريبا از كنترل و دست حكومت مركزى بيرون بود و حكام ايالات اراضى را به انحاء مختلف كه اصطلاح عمومى تيول بدان اطلاق مىشد ، در اختيار خود مىگرفتند . آنها در همانجا هم بخش اعظم عايدات اين تيولها را خرج مىكردند و مقدار كمى هم تحت عناوين مختلف اخراجات براى حكومت مركزى كنار مىگذاشتند . حتى اين وجوهات هم تحت نظارت مستقيم شاه نبود ، بلكه مأمور ويژهاى بهنام « وزير ممالك » آنرا اداره مىكرد . تنها منبع عمده شاه درآمد اراضى خالصه بود كه به وسيله عمال سلطنتى گردآورى مىشد . تنها راهحلى كه به نظر شاه عباس رسيد تبديل اراضى ممالك به اراضى خاصه يا خالصه بود تا بدينوسيله درآمد خزانه خاصه ( سلطنتى ) افزايش يابد . اين سياست را جانشينان وى تا بدانجا ادامه دادند كه يكى از علل اساسى فروپاشى دولت صفوى گرديد « 1 » . براى واحدهاى جديد التأسيس سپاه ، غلامان مشق و تعليم خاصى نمىديدند . تعدادى از آنها در كارگاههاى سلطنتى و بطوركلى در تشكيلاتخاصه مشغول به كار مىشدند . تشكيلات خاصه چنان توسعهاى يافت كه در رأس تشكيلات اراضى ممالك قرار گرفت . غلامان بهتدريج در سطوح عاليتر تشكيلات صفوى حضور يافتند تا اينكه نزديك به يكپنجم مناصب عالى تشكيلات را از آن خود كردند . حكومت ايالات خاصه نه به قزلباشان ، بلكه به غلامان تعلق گرفت . سرانجام در سال 1007 / 1598 غلامى اللهورديخان نام ، فرمانده كل قواى مسلح شد . با ظهور عناصر قفقازى بهعنوان يك « نيروى سوم » اختلاف قديمى بين تركان و ايرانيان بغرنجتر شد . تعداد آنها مىرساند كه شاه عباس فىالواقع درپى يك انقلاب اجتماعى بوده است . مثلا در سال 1013 / 1604 ، بيست هزار نفر ارمنى وارد جرگه غلامان شده بودند . در سال 1025 / 1616 يكصدوسى هزار نفر اسير گرجى وارد ايران شدند . از اينها گذشته ، عباس براى گسستن پيوندهاى قبيلهاى و درهمريزى الگوهاى شديد اجتماعى ، گروههايى عظيم از ايلات قزلباش را از ناحيهاى
--> ( 1 ) - لمبتن ، مالك و زارع در ايران ، صص 9 - 107 .