دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

168

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

آنها منصب امير الامراى قواى قبيله‌اى قزلباش را ملك مطلق خود مىپنداشتند . امير الامرا صرفنظر از وظايف نظامى يكى از امراى بزرگ ديوان عالى بود و نقش بايسته در امور دولت داشت . از آنجا كه خصلت دولت صفوى در اين مرحله عمدتا نظامى بود ، اصطلاحات « لشكرى » و « كشورى » با دقت تمام و تعريف‌شده در مورد وظايف مأموران خاص به كار نمىرفت ، لذا بديهى بود كه امير الامرا كه در درجه اول يك نفر فرمانده « نظامى و لشكرى » بود به حدوحدود وزير و ساير مأموران عاليرتبه ديوان تجاوز و تعدى كند و اوضاع سياسى موجود هم يك‌چنين فرصتى را در اختيار او مىگذاشت . درصورتىكه شاه ضعيف و يا خردسال مىبود ، امير الامرا و امراى برجسته قزلباش نظارت و كنترل خود را بر سرتاسر دستگاه حكومت تسرى مىدادند . فرمانده عاليرتبه ديگر نظامى ، قورچىباشى بود كه بعدها جاى امير الامرا را گرفت . معهذا در دوره نخستين صفوى از قورچىباشى كمتر سراغ داريم و وظيفه او كه مجزا از وظيفه امير الامرا بود ، در ابهام قرار دارد . سرانجام وزير نيز از صاحب‌منصبان عاليرتبه بود كه در اوايل دوره صفوى به سبب ايجاد منصب وكيل نفس نفيس همايون و دخالتهاى امير الامرا در امور سياسى و حتى فعاليتهاى صدر با نقش خاصى كه در نظام تشكيلاتى صفويان داشت ، قدرت او شديدا لطمه خورد ولى بهرحال نسبت به پيشينيان خود در تشكيلات تركمانان و تيموريان ، از قدرت زيادى برخوردار بود . مع‌الوصف از همان آغاز پيدا بود كه روابط متقابل تركان و ايرانيان به خوبى پيش نخواهد رفت . روشن بود كه اسماعيل در واگذارى دو منصب عمده و كلان دولت يعنى وكيل نفس نفيس همايون و منصب امير الامرا به يك نفر واحد يعنى حسين بيك لله شاملو و تمركز قدرت در دست يك نفر دچار اشتباه شده است . اسماعيل شش‌ساله پس از استقرار دولت صفوى متوجه اشتباه خود شد و منصب وكالت را از حسين بيك منتزع كرد . اسماعيل پس از آن با سياستى سنجيده قزلباش را از منصب وكالت محروم ساخت و در بين سالهاى 913 / 1508 و 930 / 1524 به ترتيب پنج وكيل ايرانى جاى حسين بيك را گرفتند . اما اسماعيل اگر به فكر تعادل قدرت وكيل ايرانى در مقابل قدرت امير الامراى تركمان مىافتاد باز دچار اشتباه مىشد . قزلباشان در مقابل انتصاب ايرانيان به منصب وكالت عكس‌العمل شديد و آنى از خود نشان دادند . از پنج وكيل ياد شده در بالا ، دو نفرشان بدست قزلباشان كشته شدند و سومى هم بر اثر دشمنى صريح او با قزلباش به قتل رسيد و دو نفر ديگر هم فقط دو سال بر سر منصب خود بودند . شكست قاطع صفويان از عثمانيان در جنگ چالدران در سال 920 / 1514 تأثيرات درازآهنگ داشت كه نه‌تنها در شخصيت و رفتار شاه اسماعيل بلكه در روابط او با قزلباشان هم