دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

127

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

والى قندهار نتوانست مقاومت ورزد و لذا گرگين خان ( يعنى شاه گئوركى يازدهم كارتيل ) در مه 1704 م . در مقام فرمانده كل و والى قندهار از كرمان وارد قندهار گرديد . معامله وحشيانه گرجيان با غلزائىها سبب شورش آنان شد . گرگين خان آنها را سركوب كرد و رهبر آنها يعنى ميرويس متنفذ و دولتمند را اسير و راهى اصفهان ساخت . با اينكه گرگين خان هشدار داده بود كه اين اسير ، فردى خطرناك است ، امّا ميرويس توانست التفات شاه را به خود معطوف كند و حتى سوءظن او را به والى خود برانگيزاند . چندسال بعد آزادانه به قندهار برگشت و گرگين خان نتوانست كارى عليه او انجام دهد . ميرويس در اثناى اقامت خود در پايتخت اطلاعات عميقى درباره اوضاع نابسامان حكومت و تشكيلات مركزى آن كسب كرد . ميرويس در آوريل 1709 م . هنگامىكه بخش اعظم سپاهيان گرجى منطقه را به قصد ايالات ديگر ترك گفته بودند ، نقشه كودتاى دقيقى را درافكند . او توانست با تقويت خود والى را در اردوى خارج قلعه در كمال شگفتى شكست دهد و او و سپاهيانش را تارومار سازد . بعدها وقتى هم كه نيروهاى كمكى از راه رسيدند نتوانستند اوضاع را به وضع نخستين خود برگردانند . فردى كه براى سركوبى شورش فرستاده شده بود ، كيخسرو داروغه اصفهان و برادرزاده گرگين خان بود ؛ او نيز نتوانست كارى از پيش ببرد . يك‌سال‌ونيم طول كشيد تا كيخسرو وارد صحنه شود ، گواينكه گروهى از قبيله ابداليها كه ذاتا دشمنان غلزائيها بودند ، در هرات به نيروهاى تحت اختيار او يعنى گرجيها و قزلباشها پيوستند . از نظر عددى نيرومند بودند . عليرغم موفقيتهاى نخستين كيخسرو ، در بيرون دروازه‌هاى قندهار زمينگير شد و فقدان استحكامات و تداركات كافى و نيز وقوع بيمارى مسرى در ميان سپاهيانش او را مجبور ساخت تا در اواخر اكتبر 1711 م . دست از محاصره قندهار بردارد . در موقع بازگشت گرفتار حمله غلزائىها شد و جان خود را از دست داد . والى ديگرى كه براى اعاده قندهار گسيل شد قورچىباشى محمد زمان خان شاملو بود كه مريض شد و قبل از اينكه سپاهيانش موفق به درگيرى با دشمن شوند بر سر راه هرات درگذشت . چه اين شكستها مراجع قدرت را به اين فكر كشانده باشد كه نمىتوان از اين فشارها و اعمال قدرتها بر غلزائيها بهره‌اى برگرفت و چه بىاعتنايى شاه در بين اعضاى حاكميت هم توسعه‌يافته و آنها را از عمليات قاطع عليه آنها بازداشته باشد ، بهرحال ميرويس در سالهاى آتى تا زمان مرگش در 1127 / 1715 حمله‌اى از سوى حكومت مركزى متحمل نشد . او سراسر منطقه قندهار را زير استيلاى خود گرفت و مستقلانه به حكومت پرداخت و لقب متوسط وكيل برخود بست . نقشه‌هايى كه گاهى به او نسبت داده مىشد كه مىخواهد به طرف اصفهان براند و شاه را از سلطنت بر كنار سازد و سلطنت ايران را از آن خود كند ، درحقيقت چندان پايه و اساسى نداشت و احتمالا