دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
124
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
شيخ الاسلام خواست تا شمشير سلطنت را زيب پيكر وى سازد « 1 » و شيخ الاسلام هم او را از اعمال نادرست و كردارهاى ناپسند پيشينيانش برحذر داشت . مجلسى يكى از عوامل مؤثر صدور فرامين نخستين سلطان حسين بود كه اعمال ناشايست را بر طبق شرع اسلام ، نظير بادهگسارى و شرب بىحد خمر ، ممنوع ساخت . همچنين فرمانى براى اخراج كليه صوفيان از پايتخت صادر كرد ، حال آنكه خود وى مرشد كامل اين طريقت بشمار مىرفت ولى ظاهرا هيچ نوع علقهاى نسبت بدان در خود احساس نمىكرد . نفوذ محمد باقر و فقهاى محفل او حسادت اهالى حرم و خواجگان و خواتين را برانگيخت . نگرانى آنها از كاهش قدرت نبود ، بلكه آنها نهايت تلاش خود را به كار مىبردند تا اعمالى را كه موجب تضعيف موقعيتشان مىشد ، بىاثر سازند ؛ و اقدامات آنها هم ظاهرا بىاثر نبوده ، چون عدم ممنوعيت شرب خمر در دربار حاكى از موفقيت آنهاست . آنها زيركانه با بهرهگيرى از مفهوم مصونيت مقام شاه از خطا ( حكم شيعى شاه از اشتباه عارى است ) توانستند سلطان حسين را به بادهنوشى ترغيب كنند . در اينجا هم مريم بيگم كه خود بادهگسار قهارى بود ، نقش و سهمى عمده داشت . با اينكه در نظر اول ، اين وقايع برخاسته از دسايس دربارى گروههاى مختلف فشار مركب از رجال دربارى و دولتى مىنمايد ، ولى علل اصلى آنها عميقتر از اين مسائل بود . اين وقايع و علل اصلى آنها را در مبحث نتيجهگيرى خود ارزيابى خواهيم كرد ، امّا در اين مرحله از بحثها اشارهاى مختصر بدانها ضرورى مىنمايد . بايد يادآورى كرد كه شاه عباس اول نهفقط قدرت نظامى قزلباشان را درهم ريخت ، بلكه قدرت عناصرى از گروههاى مقتدر مذهبى ، مخصوصا صوفيان را نيز بىاثر ساخت - در آن ايام غازيان مسلح را ديگر نمىتوان با صوفيان طريقت همسنگ و يكى دانست . عباس اول صوفيان را در سال 998 / 90 - 1589 پس از خيانتى كه عليه او ورزيدند ، سرجايشان نشاند . از آن پس نفوذ آنها را مخصوصا با ناديده انگاشتن و تحقير آنان هرچه بيشتر از بين برد . پايگاه آنها پس از مرگ وى لطمه بيشترى خورد ، مخصوصا زمانىكه گروهى از فقهاى اعلام در دوره سلطنت شاه عباس دوم وارد صحنه شدند و « هوسبازيهاى صوفيانه ازمنه پيشين را مذمت كردند « 2 » . » اين گروه ، يعنى علماء كه مجتهدان در رأس آنها قرار
--> ( 1 ) - لكهارت ، سقوط ، ص 38 مىنويسد : « سلطان حسين هنگام مراسم تاجگذارى اجازه نداد كه كسى از صفويان به رسم معمول شمشير سلطنت را زيب پيكر وى سازد و درعوض انجام آن را از شيخ الاسلام خواست . » صفى دوم ( سليمان ) هم بدينگونه تاجگذارى كرد . لمبتن ، " Quis Custodiet Custodes " در SI ، جلد 8 ( 1956 م . ) ، به بعد ؛ براون Das Erbe Schah Abbas I ، ص 50 . ( 2 ) - مينورسكى ، تذكرة الملوك ، ص 125 .