دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

97

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

مذاكرات مختلف در يك فضاى دوستانه و مودت‌آميز برگزار شده است . به احتمال دليل اين مسأله را بايد در جلوهء جذاب ، شكيبايى و بردبارى ظريف ، فراست و بلاغت ابن خلدون جست‌وجو كرد كه بىدرنگ توانسته دل تيمور را بربايد . از اينها گذشته پيشگويىهاى ذكر شده از ايام جوانى او - كه تفسير و تعبير ارتباط با تيمور را در پى داشته - نيز نقش عمده‌اى در اين ميان ايفا كرده است . مىتوان گزارش ابن خلدون را درباره پذيرش محترمانه از سوى تيمور و همچنين بارعام دادنهاى متعدد و حمايت شخصى تيمور از وى و دوستان و همقطارانش و نيز برگشت غيرمشروط او به قاهره ، تا حدودى اغراق‌آميز به حساب آورد . محور عمده اين مذاكرات مراكش زادگاه ابن خلدون بود . تيمور كه اطلاعات اندكى درباره اين سرزمين داشت ، نه فقط او را وادار مىكرد تا مطالب زيادى در اين مورد ارائه دهد ، بلكه وى را مأمور ساخت تا در خلال هفته‌هايى كه در دمشق بود ، گزارش نسبتا مفصلى از اين موضوع به رشته تحرير درآورد . آنان همچنين مدت زمان زيادى را صرف مباحث تاريخى كردند و راجع به قهرمانان باستانى در اساطير شرق كهن و ايران و نيز پيرامون موضوعات بسيار تازه‌اى نظير مشروعيت و تداوم خلافت عباسى در قاهره كه پس از سقوط بغداد به صورت خلفاى دست‌نشانده حكومت مىكردند ، سخن راندند . تيمور به احتمال تحت تأثير مشروعيتى كه خود او به محمود ، خان دست‌نشانده چنگيزى داده بود ، در شناسايى خلفا لحظه‌اى درنگ نكرد و وقتى كه دمشق را گشود نام آنان را در خطبه مسجد اموى خواند . گزارش مباحث دمشق اين تصور را قوت مىبخشد كه تيمور در سنين بالا ( در اين زمان شصت و پنج سالش كامل شده بود ) به درجه معتنابهى از فرهنگ رسيده بود كه داشتن ذهنى فعال و قضاوتى روشن و نيز غرابت فكرى از نشانه‌هاى بارز آن بود . ابن خلدون او را به داشتن درايت عالى ، بصيرت و اشتياق به بحث درباره موضوعات شناخته و ناشناخته ستوده است . در مورد گرايشهاى مذهبى تيمور بايد گفت كه وى به شدت پايبند سنن مغولى باقى ماند ؛ در واقع پيروان او پس از مرگش ، مقبره‌اش را به اجبار با آداب مغولى و با بىاعتنايى نسبت به اعتقادات اسلامى « 1 » ، طراحى كردند ؛ و حال آنكه او بارها خود را به آيين اسلام مىبست و اذعان مىداشت كه اين دين را دين مسلط جهان خواهد كرد . يك نمونه از اين گرايش را مىتوان در درگيرى او با مغولان ديد كه به هرحال جزو مشركان به حساب مىآمدند . به طور كلى شواهد موجود راجع به اعتقادات مذهبى تيمور متشتت است و جاى چون و چرا دارد : بعضى از عوامل پايبندى شديد او را

--> ( 1 ) - بارتولد ، « O Pogrebenii Timura » ، ترجمه به انگليسى از راجرز ، صص 3 - 81 ؛ در قبر او اقمشه و در ديواره مقبره اسلحه و در خود مقبره نيز امتعه او را دفن كردند .