دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
98
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
به اسلام مىرساند و برخى ديگر حاكى از ترديدهايى در اين زمينه است . پيشتر چيزهايى درباره روابط او با نمايندگان و متوليان دين اسلام - فقها ، اعضاى فرقهها و مكتبهاى مذهبى و دراويش - و تمايل و رغبت او به مباحث و مناظرات مذهبى گفته شد . . . بر اين موارد مىتوان مبالغى را كه وى صرف امور مذهبى ، مشاهد متبركه و ديدار از اماكن مقدسه اسلام مىكرد ، افزود . از سوى ديگر اين واقعيت را نمىتوان ناديده گرفت كه سپاهيان او قوانين شرع را زير پا گذاشته و نسبت به مساجد بىحرمتى روا مىداشتند ؛ آنان در حمله به دمشق ائمه جماعت را در مسجد بنى اميه دمشق به قتل رسانيدند و هزاران نفر از مردان و زنان مسلمان را با كودكانشان به اسارت گرفتند تا در بازارهاى بردهفروشى به فروش برسانند . ابن شحنه گزارش مىدهد كه به گوش خود شنيده كه تيمور بر سپاهيانش خشم گرفته كه چرا به جاى جمعآورى كله آنان كه به فرمانش كشته شدهاند ، مردم را زنده دستگير ساخته و به اسارت درآوردهاند ؛ امّا يك چنين سندى چيزى از تصوير كلى قتل عام مسلمانان به دست تيمور نمىكاهد . يكى ديگر از جنبههاى متناقض رفتار و عادت تيمور ، رعايت همزمان قانون عرفى مغولان ( تورو ، تورا ) و شريعت اسلامى بود . گرايش مذبذب او راجع به شكاف بين اهل سنت و اهل شيعه در اسلام چيز خاصى دربر نداشت . او در مازندران به بهانه اينكه دراويش شيعه ( منظور مرعشيان ) اصحاب پيامبر را طعن و لعن مىكنند ، آنان را گوشمالى داد ؛ در حالىكه در سوريه در كسوت پشتيبان شيعه و بازماندهء حضرت على ( ع ) ظاهر شد . در اينجا اين اعمال او را به دو صورت مىتوان تعبير و تفسير كرد : ( 1 ) يا خود او و معاصران و ميانجيگراناش به طور كلى فاقد اطلاعاتى درباره قطببندى اين دو جريان اسلامى بودند ؛ ( 2 ) و يا اينكه او به شيوه كاملا فرصتطلبانه عمل كرده و مسائل مذهبى را به خاطر مصالح سياسى ابزار و وسيله قرار مىداد : تيمور به دليل شواهد و اسناد متناقضى كه در منابع وجود دارد نمىتواند بهعنوان پشتيبان مذهب شيعه به شمار آيد . با اين همه گو اينكه او يك فرد مذهبى نبود ، ولى تحول شخصيت او در نتيجه تأثيرپذيرى زياد وى از سه عالم و فقيه زمانهاش بود . اين سه تن عبارت بودند از : شمس الدين كلال ، مشاور روحانى پدرش كه در ايام كودكى تأثير زيادى روى او گذاشت ؛ زين العابدين ابوبكر تايبادى خوافى كه گويا از ايام شروع زندگى نظامى وى تحت الحمايه او بوده است و سيد بركه كه مشاور روحانى خاص او بود . اگر زمينه مذهبى ماوراء النهر زادگاه تيمور را در نظر بگيريم ، گرايش او نسبت به مذهب تا حدود زيادى روشنتر مىشود . اين سرزمين در آن زمان نقطه تلاقى قلمرو نفوذ اسلام ( دار السلام ) و جهان غير مسلمان ( دار الحرب ) بود . جمعين يكجانشين آنجا كه بيشتر از ايرانيان تشكيل شده بود ، دين اسلام را پذيرفته بودند . امّا جمعيت خانه بدوش اين منطقه يعنى تركان چغتائى و مغولان ،