دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
433
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
شايد هم يك سنگ قبر و يا بعضى اشارات پراكنده در اشعار خود شاعر چندان چيز قابل توجهاى وجود ندارد . بهطور كلّى آگاهى ما از زندگى حافظ با كمال تأسف اندك و نابسنده است . مقدمهء يكى از نسخ كهن ديوان حافظ كه براى نخستينبار قاسم غنى و محمد قزوينى از آن بهره گرفتند ، حاوى برخى از اشارات تراجم احوال است . حتى تاريخ تولد حافظ هم در بوته ابهام است . بعضى از نويسندگان مثل غنى آن را سال 717 / 8 - 1317 نوشتهاند و حال آنكه نويسندگان ديگرى چون دكتر معين سال 725 / 6 - 1325 را سال ولادت حافظ دانستهاند ، سالى كه با گفته عبد النبى در تذكره ميخانه ( نوشته شده در 1626 م . ) كه مىگويد حافظ در شصت و پنجسالگى درگذشت همخوانى بيشترى دارد . ظاهرا اكثر محققان اروپائى حدود سال 719 / 20 - 1319 را پذيرفتهاند . پدر حافظ كه تاجرى مهاجر بود از اصفهان به شيراز رفته بود در ايام كودكى حافظ چشم از جهان فروبست و خانوادهاش را در تنگناى مالى گذاشت . حافظ جوان در مدرسهاى به تحصيل پرداخت . بعضى منابع صحبت از فقر او مىرانند و اينكه براى امرار معاش به ناچار به خميرگيرى در نانوائى پرداخت . چنين مىنمايد كه چندى هم به محررى روزگار گذراند ؛ در كتابخانه تاشكند نسخهاى از خمسه امير خسرو دهلوى به تاريخ 21 محرم 756 / 9 فوريه 1355 موجود است كه به خط اوست « 1 » . از اين نكته پيداست كه او حتى در سى سالگى به كارهاى پيشپاافتاده مشغول بوده است . ولى بىترديد در علوم قرآنى سرآمد بوده و اين از تخلص او - حافظ - برمىآيد . در زبان و ادب عربى در مراتب عالى بود و در اواخر عمر خويش در شيراز به تدريس تفسير و ساير درسهاى كلامى پرداخت . طبق مقدمه ديوانش ، حافظ كشاف زمخشرى ( كه در يكى از غزلياتش بدان اشاره دارد ) مفتاح سكاكى و ساير آثار عربى را خوانده بود ؛ آ . كريمسكى ( A . Krymsky ) مىنويسد كه بعضى از اشعار عربى او به خط خود حافظ موجود است « 2 » . يك داستان دلانگيز مىگويد كه : حافظ بهرهء شاعرى خود را از بقعه باباكوهى در تپهاى در كنار شيراز دريافت كرد و آن زمانى بود كه على بن ابيطالب ( ع ) بر او ظاهر شد و مائده بهشتى را به او هبه كرد . غزل زيباى دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند « 3 » اشاره به اين واقعه دارد ، گو اينكه اين داستان طورى پرداخت شده كه حافظ را با مذهب شيعه پيوند دهد . امّا بر خلاف نظر كريمسكى ، حافظ شيعه نبوده چه در ديوانش ، شعرى كه حاكى از تشيع
--> ( 1 ) - ريپكا ، HIL ، ص 264 با بهرهگيرى از ى . ا . برتلس ، « Literatura na persidskom yazyke v srednei Azii » در SV ، 1948 م . ، ص 201 . ( 2 ) - ريپكا ، HIL ، ص 277 ، يادداشت 95 . ( 3 ) - بروكهاوس ، شماره 218 . احمد و نائينى ، شماره 112 .