دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
420
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
واقعيت نداشت و فراتر از قلمرو شعر مىرفت كه در آن رويكرد تخيل ، جهان واقعى را به بيان عقايد عمومى تبديل مىكرد و از اينجا به بعد به صورت يك نوع ادبى ضعيف و غلوآميزى درمىآمد . در پى اين ملاحظات عمومى ، اشاراتى هرچند كوتاه به بعضى از شخصيتهاى عمده هنر شاعرى دوره تيمورى و آثارشان - با حفظ نظم سالشمارى - ارائه مىدهيم ؛ البته مورد اول از نظر قريحه و قابليتهاى شعرى در مرتبه و جايگاه پايينترى قرار دارد . او كمال الدين بن مسعود ( متوفى 808 / 6 - 1405 ) است كه در فاصله بين ايلخانان مغول و تيموريان زندگى مىكرد و با تخلص كمال به كمال خجندى شهرت داشت و در قالب غزل استاد بود . در حالىكه در نظر دانشجويان ادبيات فارسى وى يكى از معاصران و همروزگاران حافظ به شمار مىرود ، ولى ادعاى او مبنى بر برترى بر حافظ هيچوقت طرفدارانى پيدا نكرده است . با وجود اين كمال در تكامل قالب غزل سهمى اساسى و عمده داشت . يكى از معاصران كمال ، ملامحمد شيرين مغربى تبريزى ( متوفى 809 / 7 - 1406 ) بود . غزليات و ترجيعبندها « 1 » ى ملامحمد دربردارنده اشاراتى به عقايد و الهامات عرفان اسلامى است : ملامحمد خود يكى از صوفيان بنام بود و اعتقاد به وحدت وجود داشت . ولى او در مقام شعر و شاعرى ، شاعرى متوسط بود و از اين حيث به عصمت الله بخارايى و يا عصمت بخارايى ( متوفى 829 / 6 - 1425 ) شباهت داشت . عصمت از خود غزليات و قصايد ناپخته و نيز اشعارى در قالب ترجيعبند به يادگار گذاشت . به كلام پروفسور براون « 2 » ، شاعرى كه در تباين شديد با مغربى - عارف وحدت وجودى - بود ، ابو اسحاق شيرازى ( متوفى 827 يا 830 / 1824 يا 1427 ) معروف به « ابو اسحاق اطعمه » بود چون او را « شاعر خوراكيها » لقب دادهاند « 3 » . ديوان او كه مشتمل بر غزليات ، قصايد ، رباعيها و مثنويهاست به حق و به مناسبت به كنز الاشتهاء شهرت دارد . اين ديوان از اين نظر اهميت دارد كه نامهاى انواع خوراكيها را با ذكر جزئياتى دربارهء آنها و نيز آداب خورد و خوراك را در اعياد و رسمهاى مختلف عرضه كرده است . دفتر اشعار و چندين رساله مختصر او با عنوان « داستان مزعفر و بغرا »
--> ( 1 ) - ترجيعبند شعرى است مركب از پنج تا يازده بيت ، همه در وزن يكى و در قوافى مختلف ؛ و در پايان آن يك بيت مقفّى بياورند كه با ابيات پيش در وزن متحد و در قافيه مخالف باشد . پس هرگاه يك بيت را در فواصل عينا تكرار كرده باشند آن نوع شعر را ترجيعبند گويند و در آخرين بند هم تخلص شاعر مىآيد ؛ رجوع كنيد به LHP ، جلد 2 ، صص 23 ، 25 و م . گارسين دوتاسى ، Rhetorique et Prosodie des Langues de l'Orient Musulman ( پاريس ، 1875 م . ) ، ص 375 . ( 2 ) - LHP ، جلد / ، ص 344 . ( 3 ) - اطعمه جمع طعام يعنى خوراكى و « بشقاب » غذا .