دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

419

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

داده‌اند . هم‌چنان‌كه درباره دوره صفوى خواهيم ديد ، اين تحول نمىتوانست جدا از ماهيت مردمى شعر ( كه حال ديگر در ميان قشرهاى مختلف مردم رواج يافته بود ) باشد . رواج زبان تركى سرانجام بدانجا كشيد كه در شعر كاربرد عمومى پيدا كرد و يا حتى به وسيله آنانى كه معمولا در زبان فارسى غور مىكردند - بنا به دلايل مختلف - اتخاذ شد . يكى از برجسته‌ترين ادبايى كه معمولا به تركى و در ضمن به فارسى مىنوشت ، مير عليشير نوايى ( متوفى 906 / 1501 ) وزير سلطان حسين بايقرا بود . آثار او به زبان تركى دربرگيرندهء چهار ديوان غزليات و پنج مثنوى به سبك و سياق خمسه نظامى است و يك اثر ديگر هم با عنوان لسان الطير دارد كه به تقليد از منطق الطير فريد الدين عطار پديد آورده است . او در شعر فارسى كه چندان مورد عنايت منتقدان قرار نگرفته است ، تخلص فانى داشت . در شعر دورهء تيمورى مثلا در شعر كاتبى ترشيزى ، مىتوان نمونه‌هايى از شكوفايى عروضى و صناعت شعرى پيدا كرد . با اينكه بعضى از اديبان اين دوره يك چنين استعاره‌هاى دور از ذهن را به كار مىبردند ، ولى بايد پذيرفت كه اين كاربرد چندان عموميت نداشت و نويسندگان و شاعران معروف اين عصر سادگى را ترجيح مىدادند . عرفان هنوز موضوع محبوبى براى شعر بود . بخصوص تبيينهاى تصوف در غزل كاربرد عمومى داشت . در اين ايام شاعرانى چون شاه نعمت الله ولى ، قاسم انوار و جامى شعرهاى فراوانى با خصوصيتهاى عرفانى سرودند . شمار رمانس‌هاى عاشقانه و اشعار داستانى و قصه‌اى درباره موضوعات اخلاقى و فلسفى تا حدودى زياد بود . اكثر اين رمانس‌ها به تقليد از نظامى سروده مىشد و مضمونهاى آنها اغلب از نظر شعرى و با تغييراتى چند ، نو و تازه بود . از اينها گذشته ، در ميان قالبهاى مختلف شعرى دوره تيمورى ، غزل از توجه و عنايت خاصى برخوردار شد . افكار بكر و صناعت ادبى در اواخر دوره تيمورى به‌طور روزافزونى وارد غزل گرديد . دليل عمده اين تحول شايد در اين امر باشد كه ايرانيان به سبب تهاجم مغولان و قتل‌عامها و غارتهاى سده‌هاى هفتم - نهم / سيزدهم - پانزدهم ، از دنياى مادى رويگردان شدند و به مسائل معنوى روى آوردند . بنابراين شاعران ايرانى مضمونهاى مبالغه‌آميز و دور از ذهن و غيرمادى و تصنعى را اتخاذ و تلاش كردند آنها را با ايجاز و الحاح ممكنه بيان كنند . هنگامىكه اين سبك كه نطفهء آن بخصوص در محفل سلطان حسين بايقرا و امير عليشير نوايى در هرات بسته شد در اينجا مورد توجه قرار گيرد ( در زمان صفويان به‌طور مبسوط درباره آن صحبت خواهد شد ) معلوم مىشود كه فرق بين كلمه و معنى هميشه دست‌يافتنى نيست . معنى هرچه بيشتر متمايل به خيالپردازى بود . از نظر تناسب دور از ذهن و مبالغه‌آميز بود ؛ گويى كه ريشه در