دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
418
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
سليقه و ذائقه و شناخت آنان از چيزهاى معتبر و متعالى تحت تأثير موج انحطاط بود . ترديدى نيست كه مهمترين كانون فرهنگى تيموريان دربار سلطان حسين بايقرا در هرات بود كه در يك بازنگرى به نظر مىرسد همچون مشعلى بر سرزمينى كه چندى پيش توسط خود تيمور به ويرانى كشيده شده بود ، نور تابانيد و در شرق ايران پس از اينكه سلطان حسين توانست قلمرو خراسان را از آن خود بكند ( پس از مبارزهاى كه در زمان مرگ تيمور رخ داد و شكست او در تحكيم يك امپراتورى در ايران ) مأمنى براى هنرها گرديد . شمارى از شاعران ، نويسندگان ، مورخان ، موسيقىدانان و نقاشان جذب هرات شدند و در آنجا سبكها و تكنيكهايى به وجود آوردند كه با تحولات مداوم و نوآورى تا زمان صفويان ادامه يافت . در اينجا به درستى مىتوان اذعان داشت كه محفل ادبى ، علمى و هنرى سلطان حسين بايقرا تأثير زيادى در حيات فكرى و هنرى ايران بجا گذاشت . امّا جايگاه والايى كه نقاشان در هرات پيدا كردند و نيز پيشرفت عظيم هنرهاى ديدارى و جلوه جديد حيات و سرزندگى هنرى ، سرآغازى نو براى بحث در انحطاط و زوال ادبيات و فقدان اصالت نه فقط در بداعت ادبى ، بلكه در تفكر و انديشه شد . گويى مسير و جهتى جديد در بيان نبوغ ايران گشوده شد . در آغاز دوره تيمورى شمارى از شاعران پرقريحه و خوش طبع شيوههاى پيشينيان خود در سده هشتم / چهاردهم را در پيش گرفتند . آنانىكه در ميان نسل بعد به شعر و شاعرى روى آوردند سبكى را اتخاذ كردند كه كاملا نو و جديد بود . آنان حتى به انتقاد از مقلدان استادان كهن پرداختند . كاتبى مىگويد : شاعر نباشد آنكو هنگام بيت گفتن * ز اشعار اوستادان آرد خيال درهم هر خانهاى كه او را از خشت كهنه سازند * مانند خانهء نو نبود بناى محكم زبان شعرى دوره تيمورى نسبت به ايام گذشته هرچه بيشتر به زبان مردمى و محاورهاى نزديك شد . دليل اين تحول را بايد در اين مسأله جست كه شعر اين دوره چنانچه متوجه شديم ، خاص دربار نبود و به درون مردم كوچه و بازار كشيده شده بود . از آنجا كه شاعر مىبايد با ذائقه و سليقه عموم شعر بگويد ، لذا سنن شعرى پيشين ديگر اهميت و مفهوم خود را از دست داده بود . بعيد نيست كه اين گرايش در نتيجه شمار نسبتا زياد شاعران و شعربافان اين دوره باشد ؛ اشاره به زندگىنامه شاعران اين دوره و اوايل صفويه نشاندهنده افزايش شمار شاعران در ايام بعد از مغولان و ايلخانان است . اگر تذكرههاى شاعران دوره تيمورى نظير تذكرة الشعراى دولتشاه و مجالس النفائس ( به تركى و ترجمه فارسى آن با عنوان لطائفنامه ) مير عليشير نوايى و تحفه سامى سام ميرزا صفوى را مورد بررسى قرار دهيم با شمار فراوانى از شاعران مواجه مىشويم كه فقط يك از هزار را ارائه