دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
381
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
دراين دوره مهمترين بيان هنرى ايران پابهپاى معمارى آن شاهد ظهور و افول سبك كهن خود بود « ( * ) » . با شروع اين دوره « 1 » مراكز عمده هنر كتابآرائى در بخش غربى يعنى در تبريز و بغداد ، پايتختهاى متناوب سلسله آل جلاير قرار داشت ؛ بعدها در سالهاى آغازين قرن نهم / پانزدهم تا حدودى به شيراز منتقل شد و سپس براى مدتى تا سال 853 / 1449 و بار ديگر از حدود سال 1480 م . تا 912 / 1506 در هرات ثابت ماند . تبريز در فاصله بين سلطنت جهانشاه قراقويونلو و سلطنت اوزون حسن و پسر او يعقوب آق قويونلو - كه به پايتختى آنان برگزيده شد - بار ديگر از مراكز عمده هنر كتابآرائى و معمارى گرديد . تبريز با ظهور قدرت خاندان صفوى براى سومين بار از مراكز برجسته اين هنرها شد تا اينكه پايتخت به قزوين و بعدها به اصفهان منتقل گشت و اصفهان پايتخت شاه عباس كبير شد . شيراز پس از يك دوره كوتاه شكوفايى در زمان حكومت اسكندر ( 17 - 812 / 14 - 1409 ) پسر عمر شيخ ، در هنر نقاشى ايران ديگر نقش هدايتكننده نداشت ؛ ولى به مدت يكصد و پنجاه سال كارگاه پربارى براى نقاشى گرديد كه شمار عظيمى از نسخههاى خطى تذهيب شده در آنجا توليد گشت . اين پديده مورد بحث و بررسى قرار نگرفته است : چرا طبقه تاجر و بازرگان اين شهر از هنر اين شهر نسبت به هنر شهرهاى ديگر حمايت به عمل آوردند ؟ به هرحال اين مسأله از نظر تاريخى اهميت دارد ، چون اساسا از همين سبك نقاشى شيراز بود كه سبكهاى نقاشى سلطنتهاى هند مايه گرفت . براساس تحقيقات جديدى كه از منابع كهن مكتوب به عمل آمده ، تاريخ نقاشى نگارگرى را در سرتاسر دوره مورد بحث ما به گونه بنيادى و به صورت تحول واحد و يگانهء آن عصر ارزيابى كردهاند ؛ چنانكه نشان داديم جريان حمايت ، كانون به كانون فرق مىكرد . چيزى كه خارج از اين خط واحد قرار داشت ، « ايالتى » به نظر آمده و در واقع عقب مانده ، غيراصيل و خامدستانه محسوب شده است . باوجوداين سؤالى كه پيش مىآيد اين است كه آيا اين نمودار به اهميت حمايت دربارى بيش از اندازه بها نمىدهد ؟ ولى ترديدى نيست كه شرايط اقتصادى در اين دوره طولانى توليد نسخ خطى تذهيبشده ، همراه با كاربست مواد ارزشمند و ضرورى براى هميارى هنرورزان و هنرمندانى نظير خوشنويسان ، مذهّبان ، نگارگران و صحافان ضرورت حمايت را پيش كشيده است .
--> ( * ) اين فصل در سال 1972 م . نوشته شد . در اين مدت دستكم دوبار تحقيقات و انتشارات تازهاى صورت گرفت كه آخرى در اوايل سال 1981 م . بود . از آن زمان به بعد مهمترين واقعه در كار نشر اين نوع آثار ، انتشار شاهنامه معروف هوتون به وسيله مارتين ب . ديكسون و استوارت كارى ولش ، انتشارات دانشگاه هاروارد در دو جلد قطع رحلى بود كه داراى 258 نگاره با قطع تصويرى و 23 عكس رنگى و متن مفصلى هم همراه آن بود . در اينجا امكان استفاده از آن فراهم نشد . ( 1 ) - پروفسور گرابر در CHI جلد 5 ، ص 649 اشاره مىكند كه تاريخ 1370 م . « تاريخ مناسبى براى هرنوع تحول و دگرگونى در سبك جاافتاده اواخر قرن هشتم / چهاردهم به نظر مىرسد . »