دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

38

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

گرايشهاى شيعى زيادى از خود نشان مىداد ، نيروهاى مسعود كه عمدتا سنى و يا شيعيان ميانه‌رو بودند ، توجه خاصى مبذول مىداشت . حكومت سربداران ، به مدت ده سال ، از سال 748 / 1348 تا 758 / 1357 سنى مذهب بود و اين نكته از روى سكه‌هائى كه با ذكر تاريخ ضرب شده‌اند ، روشن و مشخص گرديده است . شمس الدين على به رغم پذيرش همگانى ( شايد به همين دليل ) دشمنان سرسختى پيدا كرد و اين دشمنان بيشتر در ميان افرادى بودند كه نسبت به روابط او با شيعيان افراطى و يا درويشان انتقاد داشتند يا افسارگسيختگانى كه ميانه‌اى با سختگيريهاى پرهيزكارانه وى نداشتند و سرانجام نوكران فاسد و پاكباخته دولت كه در نتيجه اصلاحات او امتيازاتشان را از دست داده بودند . يكى از آنان حيدر قصاب بود كه نام او نمايانگر تعلقش به يكى از اصناف است ؛ همو بود كه شمس الدين على را به قتل رساند . با اينكه انگيزه قتل ترس از انتقامى بود كه حيدر قصاب به دليل ارتكاب خلافكارى در امر جمع‌آورى ماليات بايد پس مىداد ، ولى به نظر مىرسد كه او وابسته به محافل افراد رده‌بالايى باشد كه از شمس الدين على ناراضى بودند . عامل حذف شمس الدين على را نبايد آن‌چنان‌كه تصور مىرود در ميان پيروان مسعود جست‌وجو كرد ، بلكه بايد رد او را در بين سبزواريان يعنى گروهى كه خود بدانها وابسته بود و نيز جانشين او يحيى كراوى ( 752 تا 756 / 2 - 1351 تا 6 - 1355 ) - كه يكى از اعضاى اشرافيت سبزوار بود - پيگيرى كرد . در زمان حكومت يحيى كراوى ، قدرت و گستره دولت سربدار به ذروه‌اى تازه دست يافت . امّا پيش از همه مىبايست خطر عمده‌اى كه از همان آغاز دولت سربدار را تهديد مىكرد يعنى طغاتيمور خان از ميان مىرفت . طغاتيمور به رغم بدبياريهايش همچنان در كشمكش عليه سربداران پاى مىفشرد و آنان را شورشگرانى به شمار مىآورد كه بايد در اولين فرصت ممكنه نابود شوند . سربداران را با فشارى كه شرايط را تحميل مىكند مىتوان تحمل كرد ، ولى نبايد آنان را به رسميت شناخت . قلمرو حكومتى طغاتيمور در نتيجه رويگردانى آل كرت هرات و نيز جانى قربان و قبايل ترك‌نژاد اراضى استپى اطراف هرات كه در گذشته به دو ماليات مىپرداختند ، به شدت كاهش يافته بود . باوجود اين ، او با واحدهاى ايلاتى خود كه حدود / 50000 نفر بودند « 1 » در گرگان و استرآباد زندگى مىكرد و خطر بالقوه‌اى براى سربداران بود ؛ چون سربداران فقط 22000 نفر تحت اختيار خود داشتند . يحيى با به رسميت شناختن

--> ( 1 ) - بىترديد اين همان چيزى است كه ابن بطوطه آن را نقل كرده است : منقول در پطروشفسكى . « Dvizhenie » ، ص 146 ( ترجمه كشاورز ، « نهضت » ، ص 194 ) .