دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
307
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
رسيده باشد و با توجه به اين نهضت بود كه شيوخ اردبيل رهبران بىچونوچرا و سنتى اين منطقه شدند و حتى امروزه نيز گروههايى از كردهاى قزلباش در آناتولى وجود دارند . چنين مىنمايد كه شيوخ اردبيل با حمايت از باطنىگرى تصوف به ظاهر تسليم نوعى ميانهروى و اعتدال شدند تا اينكه سرانجام به نوع دوگانهاى از افراطىگرى رسيدند : يعنى افراطىگرى سياسى ، در زمانىكه شيخ جنيد فعاليتهاى فرامذهبى خود را به موازات خطوطى كه تا مرزهاى زيدىگرى گيلان بسط داشت ، راه انداخت و افراطىگرى مذهبى ، هنگامىكه افراطىگرى سياسىشان در روابط آنان با پيروان افراطىشان منعكس شد . اين امر ما را قادر مىسازد تا به تعريف و تعيين اعضاى اين مذهب در زمان صفويان نخستين بپردازيم يعنى نوعى از تصوف افراطى ( كه از اعتراف به احكام فقهى شافعى ابايى نداشت ) كه تحت تأثير جنبههاى كردى ( اهل الحق ) و تركى ( بكتاشى ) اعتقادات مذهبى قزلباش بود ؛ امّا به احتمال عناصر نقطوى هم كه در گيلان ( پناهگاه سنتى شيوخ ) حضور داشتند ( به مطالب زير رجوع كنيد ) در آن مؤثر بودند . بنابراين نگرش آن نوعى بدعتگذارى بود كه آن را دقيقا نمىتوان شيعى و يا غيرشيعى ناميد : يك چيزى نظير تصوف شافعى كه پرچم ايدئولوژيكى نهضتى پيچيده نظير نهضت قزلباش شد و در مانور سياسى دشوار رويارويى شيعه قراقويونلو و سنى آق قويونلو قرار گرفت و پيوندهاى بىشمار روابط خونى و نژادى كه همنوايى مذهبى به هيچوجه شاخص آن نبود ، پيچيدهترش ساخت . يك مورد ديگر از همزيستى مذهب شافعى با اعتقادات بدعتگذار ، مورد پسر فضل الله حروفى بود كه براى فرار از دست اعدامكنندگان بيرحم خود در مقابل سؤال آنان كه به كدام مذهب پايبند است ، جواب داد شافعى يعنى مذهبى كه بعدها نتوانست از آن چشمپوشى كند « 1 » . چرخش تعادل قدرت از آق قويونلوها به قراقويونلوها و بالعكس ، در نيمه اول قرن نهم / پانزدهم از اهميت شايانى برخوردار است . با اينكه اين امر تا حدودى بازتاب تأثير فضاى سياسى بود امّا در مورد اين تغيير قدرت در زمينه روابط ديپلماتيك و ايدئولوژيك ، پىآيند و همتاى واقعى وجود ندارد . عملا مىتوان گفت كه زمينه مناسبات و روابطه به حمايتى بند بود كه شاهزادگان در موقع درگيرى با اعضاى خاندانشان به يكديگر نشان مىدادند . آنان در اين نوع موارد از عقيده اختلافات مذهبى بهره مىگرفتند و اين مسأله برايشان رشتههاى زهى بود كه براى كمانشان استفاده مىكردند و هدف از آن نيز ايجاد عميقترين آشفتگى در روابط با رعايايشان بود . يكى از موارد قابل اشاره اتحاد بين قراقويونلوها و عثمانيان سنى مذهب عليه آق قويونلوها بود
--> ( 1 ) - گلپينارلى ، « فضل الله حروفى نين اوغلونا » ، ص 45 .