دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
27
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
امپراتورى مغولان ايران داشت . در اينجا نيز يكى از مدعيان تاج و تخت ، شخص طغاتيمور « 1 » بود كه نسباش با بيش از شش نسل به جوجى قسار يكى از برادران چنگيز خان مىرسيد و درصدد بود تا از حمايت شخصيتهاى مقتدر ايالت خراسان بهره بگيرد . وضعيت خراسان نسبت به ساير مناطق ايران كمابيش فرق مىكرد و لذا شرايط مطلوب و مؤثرى براى نقشه بازپسگردانى امپراتورى ايلخانى پيشرو مىنهاد . با وجود اين ، تلاشهاى متعدد طغاتيمور براى رسيدن به هدفش با ناكامى مواجه شد « 1 » . بخش مهمى از اين مسأله در نتيجه تحولات مختلف شرق ايران بود كه پرداختن به آن براى مورخان اهميت بيشترى دارد تا لشكركشيهاى طغاتيمور و يا حتى موفقيتهاى او در بخش محدودى از خراسان كه براى ايجاد ثبات موقت تلاش مىكرد . از مجموعه اين تحولات بخصوص آنهايى اهميت داشت كه در پيوند ويژه با دولت سربدار بود . سرآغاز و رشد مضاعف آن در جهان اسلام از ويژگيهاى عجيبى برخوردار بود و تاريخ آن نيز البته فاقد ساختارهاى غريب سياسى نبود . درحالىكه مؤسسان سلسلههاى محلى مورد بحث در ساير مناطق ايران بيشتر بر مرجعيت پيوند داشتند و نسبشان را نيز به يكى از حكام مغولى و يا مقام و منصبى كه يكى از خانان دستنشانده به آنان تفويض مىكرد - مىرسانيدند ، سربداران سبزوار كه اصلا وابسته به آيين تشيع بودند و البته چنين عقايد مشروع را در سر نمىپروردند ، قدرت را با زور به دست آوردند . بعضى از ويژگيهاى اجتماعى نهضت سربداران ( اگر ما اين نهضت را به گونه توصيفى پرمفهوم و معنادار بپذيريم ) توجه مورخان سوسياليست را به خود جلب كرده و موجب شده نظراتى ارائه دهند كه كاملا به دور از واقعيتهايى است كه منابع موجود ارائه دادهاند . قلمرو و حكومتى كه سربداران ايجاد كردند با ساير نظامها متفاوت بود و در واقع از نظام سلطنتى در آن خبرى نبود ؛ بلكه حكومت و قلمروى بدون شاه بود . امّا حكومت آنان مشخصههاى غريب و غيرعادىاى را به نمايش گذاشت كه مهمترين آنها جنبه مذهبىاش بود و سهمى كه دراويش يك طريقت افراطى شيعه در آن داشتند . درباره عنوانى كه سربداران با آن وارد تاريخ شدند ، تفسيرهاى گوناگونى ارائه شده و البته هيچكدام از آنها را نمىتوان كاملا درست و درخور توجه دانست . اين عنوان از انديشهء عبد الرزّاق يكى از اعضاى برجسته اين سلسله مايه گرفته است كه گفته بود : « سر خود بر دار ديدن بهتر از تن به ذلت سپردن است . « 2 » » عنوان سربداران ، عنوانى نيست كه تفسيرهاى مختلفى را دربر داشته باشد ؛ همين
--> ( 1 ) - شكل اسم ، طغاتيمور ، را از CHI ، جلد 5 گرفتهام . اسميت در سلسله سربدار ، ص 181 به بعد درباره تلفظ الاهرى و تلفظ ايغورى اسم به صورت « طغاى تيمور » صحبت كرده است . ( 2 ) - [ فريومدى آنها را سربداران مىنامد . ]